بسم الله الرحمن الرحیم

یک نیم رخت « ولَستُ مِنکُم بِبَعید »
نیم دگــــــرش « اِنَّ عذابی لَشدید »
بر گرد رخت نوشته «یُحیی و یُـمیت »
«مَن ماتَ مِنَ العشق فقَد مات شهید »
پی نوشت ها:
۱.....در این ماه خدا میزبانه و این بنده ها میهمان چنین خدایی... این نظر عنایت مبارکتان باشد....
۲..... شهریور پارسال دقیقا این روزها (تاریخ شمسی ) مشرف شده بودم به مدینه . یعنی دهم شهریور مشرف شدم به مدینه ولی ۵ روز اول ماه رمضان در مکه بودم . جای شما خالی لحظات افطار در مسجد الحرام...آه چقدر پر شوره افطار در مکه ...ای خدا ....
۳..... وقتی یاد خاطرات پارسال می افتم دارم دق می کنم... حسابش را بکن حوالی ساعت ۶ صبح که خورشید خدا از مشرق قبرستان بقیع طلوع می کنه تو بعد از نماز در میان منبر وقبر پیامبر که روضه ای از روضه های بهشته می روی برای زیارت چهار امام غریب با زیارت جامعه کبیره ویا در رمضان خدا در مهبط وحی وفرشتگان در پشت در خانه خدا طواف می کنی و نیازت رو به کسی که نازت رو می خره التجا می کنی و می آی در بلندای صفا می شینی ورو به حرم عشق قرآن تلاوت می کنی .....فقط می تونم باز این دعا رو زمزمه کنم که ... اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا وفی کل عام وزیاره قبر نبیک علیه وآله السلام
۴...... دارم دو کتاب تاریخ مدینه و بقیع الغرقد رو که هر دو به زبان عربی هست و از مدینه خریدم را مرور می کنم و حسرت اون روزها را می خورم . (رفتم کتاب رو بخرم پیرمردی که حتما وهابی هم بود اصلا تحویل نگرفت ، یک پوز خندی هم زد و من برگشتم . ولی خیلی دلم پر می زد به این کتاب ها وفقط هم به این خاطر که می دونستم در روزگار حسرت دوری از مکه ومدینه می تونه تصاویرش مرهم برای زخم دلم باشه و خریدمشان )
۵..... هنگام خواندن دعای افتتاح که سرشار از مضامین عاشقانه بنده با خداست ما را هم دعا کنید ....
۶...... در چند فراز اول این دعا در توصیف خداوند به مضامینی اشاره شده که شاعر خوش ذوق دو بیت بالا هنرمندانه به شعر در آورده
۷......نمی دانم حکایت حاتم طایی و قربانی کردن بهترین اسبش رو برای پذیرایی کردن از مهمون هایی که از رم آمده بودند را در بوستان سعدی خوانده اید یانه ؟ می گویم اگر حاتم برای مهمانها این گونه عمل کنه خدای ما در این ماه که سراسر عشق خدا به بنده هاش در آن متجلیه چه کار می کنه ؟ (این داستان حاتم طایی هم شیرینه اگر وقت کردید بخونیدش )
۸.... دوستان خرده نگیرند به پست ما که حاشیه اش بیشتر از متن شد.....همین جوری اینجوری شد دیگه ....
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 9:58 توسط حسین مولوی
|