بسم الله الرحمن الرحیم
امروز یعنی ۲۳ /۹ /۸۷ دقیقا یک سال از انتصاب من به عنوان معاون آموزش عمومی اداره ناحیه یک می گذره

والبته امروز هم روز تودیع من از این پست بود .
جالبه نه؟!
می خوام این روزِ شیرین رو براتون روایت کنم . باور کنید تظاهر نمی کنم به شیرین بودن .حتما برخی از همکارانم که کاربر وبلاگم هم هستند ودر جلسه تودیع حضور داشتند این حرفم رو تایید می کنند .
ساعت ۱۲:۱۵ دقیقا بعد از نماز ظهر وعصر .
آقای آدینه وند مسئول روابط عمومی اداره ضمن ابراز محبت به اینجانب وتقدیم یک شعر هدف از تشکیل این جلسه رو که تودیع بنده از پست معاونت باشه به همکاران اعلام می کنه .
آقای مهرپورهم که با صوت زیباش جلسه رو به وجد میاره ..
آقای هاشمی رئیس محترم اداره دعوت شد و پشت تریبون قرار گرفت :
ایشون به طرح ساماندهی دکتر علی احمدی اشاره کردو عنوان کردکه یکی از شاخص های طرح ساماندهی ادغام معاونت های آموزش عمومی ونظری ومهارتی بوده وما علی رغم میل باطنی مون هر چند تقریبا تا دوماه هم مقاومت کردیم ولی بالاخره به ناچار مجبور به اجرای این امر وادغام دو معاونت شدیم .
اقای هاشمی به نحوه انتخاب آقای فاضلی به عنوان آموزش و نوآوری اشاره کرد وگفت که من این امر رو با هر دو معاون عزیزم در میان گذاشتم وهر دو عزیز اولا که برای باز بودن دست من استعفا دادند وبعدهم این که این مسئولیت رو به همدیگر حواله دادند تا این که آقای مولوی با استدلال این که می خواهد درس بخواند برای مقطع بعد در این قسمت جاخالی داد و آقای فاضلی لطف کردند واین مسئولیت را پذیرفتند .
ایشون هم لطف داشت وبه موفقیت های یکساله ی معاونت آموزش عمومی اشاره کرد .
****
حالا نوبت من شد که خداخافظی کنم .من رفتم پشت تریبون وصحبتهام را با این مقدمه آغاز کردم که به ما سفارش شده در روز عید غدیر که به هم می رسیم این عبارت را بخوانیم :
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایة علی بن ابیطالب و الائمة المعصومین علیهم السلام ...
گفتم امام خمینی (ره) در تفسیر این عبارت می فرماید : در این جا گفته شده تمسک به ولایت نگفته تمسک به محبت ...تمسک به محبت معنا ندارد . تمسک به ولایت هم یعنی این که ما سعی کنیم مثل علی زندگی کنیم و عمل کنیم به آن اندازه ای که توان داریم . خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم.
بعد هم گفتم:
خوب معلوم هست که ما نمی توانیم مثل امام علی علیه السلام باشیم اما می توانیم آن حضرت را یاری کنیم چون خود حضرت هم درفرازی از نهج البلاغه اشاره کرده اونجا که می فرماید :
امام شما از دنیا به وقرص نان ودو پیراهن اکتفا کرده ولی شما نمی توانید مثل من باشید
ولکن اعینونی بورع واجتهاد وسداد
باید یاری کرد امام را با رهیزگاری و تلاش وکوشش سداد یا همان محکم کاری .کارها را باری به هر جهت انجام ندادن .
بعد از این مقدمه به شوخی گفتم : امروز یکسالگی معاونت ما است وقرار بود که شمع فوت کنیم ولی خودمون فوت (فوت نه فووت ) شدیم(خنده حضار )
گفتم : جلسه ی تودیع برای من مثل جلسه ی دفاع از پایان نامه هست. یکسال کارکردیم وحالا می خواهیم از عملکردمان گزارش بدهیم .ومن نمی خواهم از کارهای معمول اداره گزارش بدهم کارهایی که چه من بودم وچه دیگری این کارها انجام می شده من می خواهم از نوآوری هایی که خاص دوره یکساله خودمان هست گزارش بدهم .
البته گفتم امسال در اداره ناحیه یک به نوعی جهاد شده ما در ابتدایی ۱۲۰ نفر بازنشسته پیش از موعد داشتیم وهیچ منطقه ای مثل ما اجازه نداد بازنشست بشوند ولی ما انجام دادیم در حالی که تنها ۴۵ نفر اضافه کار به جای اینها گرفتیم واین یعنی حدود ۷۵ نفر صرفه جویی .
در راهنمایی ما ۹۰نفر بازنشسته پیش از موعد داشتیم ودر حالی که باید اضافه کار بیشتر می شده ما در حدود ۴۰۰ ساعت هم کاهش حق التدریس داشتیم .
بعد هم گزارشی از نو آوری ها را دادم که خیلی خلاصه به اونها اشاره می کنم :
۱- انتصاب بیش از ۵۰ مدیر درمقطع ابتدایی و راهنمایی تا ۵ شهریور که همه مدیران جدید الانتصاب حدود یک ماه در کنا مدیران بازنشسته آموزش دیدند . وتا حالا سابقه نداشته این تعداد مدیر تا این تاریخ معین بشوند وابلاغ بگیرند .
۲- تخصصی کردن جلسات مدیران راهنمایی
۳- تخصصی کردن جلسات مدیرآموزگاران روستا.
۴- تفویض اختیار ومسئولیت به معلمان راهنما در روستا که با این کار انگیزه معلمان راهنما چندین برابر شده وامسال ما در روستا عوامل نظارتی قوی داریم .
۵-برگزاری امتحانات کلاس پنجمی ها با کمک گرو های محوری مدیران که باعث افزایش نظارت وکاهش هزینه ی زیادی شد
۶- برگزاری جشن شایسشتگان امروز دانشمندان فردا برای برگزیدگان مدارس راهنمایی
۷-تقدیر از برگزیدگان المپیاد .
۸- افزایش ۸۰درصدی فروش مجلات رشد در مدارس .
۹-تودیع ومعارفه جمعی مدیران که یکی از زیباترین برنامه ها بوده .
۱۱- اعزام مدیر آموزگاران ومعاونان آموزشی راهنمایی به قم برای اولین بار .
۱۲ -اعزام مدیران راهنمایی وابتدایی و مدیر آموزگاران به مشهد مقدس ...
بعد هم از این عزیزان تشکر کردم :
*از آقای هاشمی به خاطر حسن اعتمادی که به من داشتند وعلی رغم این که جوان بودم اعتماد کردند ومسئولیت بزرگی را دادند ومن هم سعی کردم پاسخ شایسته ای به اعتماد ایشان بدهم .
*از آقای بورقانی معاون محترم برنامه ریزی که ایشان پشتوانه بزرگی برای کارهای ما بودند وایشون یکی از مدیرانی است که کارهای بزرگی را انجام دادند وثمره حضور ایشون در این پست کاملا محسوس هست .
*از آقای فاضلی که لطف کردند این مسئولیت بزرگ را پذیرفتند و من بارها گفته بودم هرکسی این مسئولیت را از دوش من بردارد من دست او را می بوسم وامروز دست آقای فاضلی بوسیدنی است .
*از آقای سیدعباس سجادی معاون محترم پرورشی که حضورش درجمع معاونان اداره برکت است .
*از همه کارکنان اداره که علی رغم این که از همه جوانتر بودم من رو به جمعشون پذیرفتند .
*از حوزه معاونت آموزش عمومی: کارشناسی راهنمایی ، کارشناسی ابتدایی ، گرو ه های آموزشی، مشاوره دوره عمومی وامتحانات .
بعد هم می دونید کدوم شعر را خوندم شعر قصیده معاد عرفان نظر آهاری را :
سالنامه جهان
ماهنامه زمين و آسمان
روزنامه هاي صبح و عصر را
مرور مي كنم
باز هم خبر
باز هم خلاصهاي
از هزار سال اتفاقهاي دور و بر
باز خط به خط
نشانه و علامت است
سطر سطر زندگي
گزارش قيامت است.....
*****
باز آگهي
باز در ستون تسليت
اسم ها چقدر آشناست
اسم من
اسم تو
اسم ها همه شبيه اسم ماست
اسم هايمان چه تند و تيز
مي دوند
تا به انتهاي صفحههاي رستخيز
*****
در كنار اسم هايمان نوشته اند:
جمله جمله، واژه واژه، حرف حرف
هرچه كرده ايد
توي سررسيد ِ روزگار
يادداشت شد
دانه دانه لحظه كاشتيد
باغ ِ لحظه هاي هر كسي
آخرش شبيه آنچه كاشت، شد
***
سالنامه جهان
ماهنامه زمين و آسمان
روزنامههاي صبح و عصر را
مرور مي كنم
مژده داده اند در شماره هاي بعد
در همين يكي دو روزِ زودِ دور دست،
توي ويژه نامهاي كه محشر است،
سردبير روزنامه حيات،
او كه متن آب و آفتاب را نوشت،
شاعر سرودههاي دوزخ و بهشت،
قصه گوي برگ و بار و ابر و باد،
او كه نور را به خاك ياد داد،
واژه هاي مرده را
زنده مي كند دوباره در قصيده معاد
آقای فاضلی به علت کمبود وقت چند دقیقه ای صحبت کردند که جا داره من همین جا به ایشون تبریک بگم وبراشون آرزوی توفیق بکنم .
خلاصه نوبت تودیع واقعی رسید آقای هاشمی ومعاونانشون لطف کردند یک لوح سپاس از رئیس محترم سازمان ویک لوح با هدیه هم از جانب اداره به من اعطا کردند که من دست همگی شون رو می بوسم .
اما حضور آقای جعفری رئیس اداره نهضت شهرستان اراک هم برام جالب وهم شیرین بود که ایشون هم با هدیه ای من رو انصافا شرمنده کردند .
البته من هم فرصت رو غنیمت شمرده بودم ودر این روز که ناز ما خریدار داشت از آقای هاشمی برای همکارانم در حوزه معاونت آموزش عمومی تقدیرنامه گرفتم که اون هم بهشون تقدیم شد .
آخر برنامه هم وقت به حلالیت طلبی ودیده بوسی با همکاران رسید . خوب سخت بود . من تقریبا پنج سال در همین اداره بودم . وانصافا برای هممون سخت بود .
رفتیم آقای فاضلی را تا اتاقشون همراهی کردیم ومن مجددا از این همه محبت شورای معاونان اداره تشکر کردم وگفتم من قابل این همه محبت نبودم . امروز من خیلی شرمنده شدم .
اما در لحظه معانقه با آقای بورقانی اوج احساس جدا شدن به نمایش در آمد وایشون نتونست طاقت بیاره وبغضش ترکید ومن نمی دونم با چه زبونی از محبت و لطف ایشون به خودم تشکر کنم .

خلاصه این که من هم رفتم عزیزان ...
واقعا سطر سطر زندگی نشانه قیامت است ....