تبليغاتX
شـمیـم کوثـر
دل نوشته ها ودغدغه ها


شـمیـم کوثـر










بسم الله الرحمن الرحیم

 

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ( بقیع قبل از تخریب توسط وهابیون )

 

دوشنبه 13/6/86

  • ساعت چهار صبح است ومشرف شده ام به حرم . تلاوت قرآن قبل از اذان صبح در مسجد النبی تقریبا به صورت یک برنامه در این چند روز در آمده . قراری هم داریم باا اعضای کاروان بعداز نماز صبح برای زیارت بقیع . مروری بر تاریخ بقیع البته در ضمن زیارت .

  • بعد از نماز می روم به بین الحرمین . هوا گرگ ومیش است . فوج فوج جمعیت در این جا گرد هم آمده اند . به سختی می توان علمدار کاروان را پیدا کرد .

  • ورود زن ها هم که  به بقیع ممنوع است.  آقای اسکندری در همین بین الحرمین زیارتی برای پیامبر (ص) و ائمه بقیع علیهم السلام می خواند و زن ها را مرخص می کند تا بیشتر غربت مدینه را احساس کنند  .

  •  اصلا یکی از عقده های این ها ممنوع الورود بودن حضور زن ها بر سر مزار است نه این که این ممنوعیت مختص به زنان ایرانی باشد  یا  فقط مخصوص قبرستان بقیع.
  • مفتی هایشان ورود زن ها به زیارت قبور را نه تنها حرام  بلکه گناه  کبیره شمرده . مستند کرده به روایتی از قول پیامبر (ص) : « لُعـِنَ رسولَ الله زوارات القبور » حالا این روایت سند دارد یا نه ؟ یا مثل همان  روایت خوردن پیاز اکه است در مکه ؟؟؟

  • در تابلوی بزرگی همین روایت را نوشته اند وبر دیوار بقیع آویزان کرده اند  . حالا فقط به قبرستان آمدن برای زن ها حرام نیست گریه کردن در مرگ عزیزانشان هم حرمت دارد.
  • آدم دلش به این زن ها می سوزد . با تکلیف بیشتر  و محدودیت های فراوان تر . غربی ها یک نوع نگاه کالا گرایانه به زن ها دارند با آن همه آزادی هایی که در ظاهر به او داده اند . هرچه او را به اصطلاح خواسته اند بیشتر تحویل بگیرند از عزت او کم گذاشته اند  و این ها هم همان کار را کرده اند منتها به نام مذهب و دین .
     هر چه خواسته اند خودشان را مقرب خدا کنند از زن مایه گذاشته اند  .واقعا زن در این جا تهی از هویت است همان طور که در غرب چنین است  . اگر در غرب زن همه وجودش تن اوست این جا هم زن وسیله ایست برای  ارضای غریزه غرور مردان پر غروری که از اسب جاهلیت پیاده وسوار ماشین های آخرین مدل شده اند اما با همان جهالت  . برای همین است که زن در این جا فقط به ضمیمه مرد شناخته می شود والبته اصلا نباید شناخته بشود . او در این جا کالاست  در نگاه مردانی که هنوز از دریچه تنگ جاهلیت می نگرند .فقط فرقش این است که به آن رنگ ولعاب دین زده اند با چند حدیث وروایت . حالا اگر همه آن ها صحیح باشد .
     زن ها بیشتر وسیله ای برای ارضای مردان هستند. نه فقط از لحاظ غریزه جنسی . بیشتربه موش های آزمایشگاهی می مانند . برای مفتی ها . از ده سالگی باید بپوشانند تمام بدن خود را . نقاب هم  بزنند. فقط چشمی از این ها پیداست ودیگر هیچ .واگر چنین نکنند محکوم به حبس وتازیانه هستند .
    گفته اند  زن ها فتنه اند و باز هم مستند می کنند این حرف ها را به پیامبر . زنی که نه حق انتخاب همسر دارد ونه تا هنگام ازدواج می تواند همسر خودش را ببیند.  تا سال 2004 شناسنامه نداشتند . بعد از صدور شناسنامه ، عکس دار کردن یا نکردنش مشکلی بزرگ بوده  . تا سال 2005 هم هیچ کارت شناسایی نداشتند و مردان هویت وشناسنامه زنانشان بودند .
    با این حساب تعجبی ندارد که زن ها در عربستان حساب بانکی نداشته باشند و خرید وفروش آن ها  بدون اجازه شوهر حرام باشد . حالا اضافه کنید به این ها ممنوعیت رانندگی زن ها را و مسافرت نکردن  بدون حضور  یکی از محارم و محرومیت از حق  رای . این همه ممنوعیت است  که از زنان عرب موجوداتی مسخ شده ساخته و همه وجود وشخصیتشان فقط وفقط در کنار مردانشان ظاهر می شود. آن هم در حدود همان خانه .

  • بگذرم که این قلم چقدر سرکش است .
  • عرب ها به بقیع« بقیع الغرقد» و  « بقیع الخبخبه» هم می گویند  . غرقد اسم درختی است که در این مکان وجود داشته ولی ازبین رفته .حالا اسم آن برای این قطعه از زمین باقی مانده است وخبخبه هم یک نوع پوشش گیاهی است که در این جا وجود داشته  . البته  بقیع قبل از اسلام هم قبرستان اهل مدینه بوده و  تنها قبرستان مدینه هم نبوده. بعد از این که به دستور پیامبر مکرم اسلام عثمان بن مظعون اولین مهاجری را که به رحمت خدا پیوست در این  قبرستان دفن کردند تشرفی خاص پیدا کرد  وشد قبرستان اصلی مسلمانان. وحالا گنجینه ای است از پاکان ، سرشار است خاطره که از سنت باقی مانده  . قدم به قدم اینجا صفحه ای است از تاریخ . هرچند کم کم این صفحه های تاریخ را بر می چینند این خادمان!  حرمین شریفین .
    بقیع در ضلع شرقی حرم پیامبر (ص)  بر روی یک تپه مانندی واقع شده .نسبت به زمین اطرافش بلند تر است . برای ورود به بقیع باید ده  پانزده پله ای را طی کنی.  در طرح توسعه حرم قبرستان بقیع به صورت یک سطح صاف درآمده و در میان دیوارهایی با پنجره های مشبک محصور .
    در ضلع جنوب غربی بقیع یک ساختمان نسبتا بزرگی هست که « اداره التجهیز الموتی » نام دارد . در این اداره همه کارهای آماده سازی اموات از قبیل تغسیل وتکفین انجام می شود . معمولا بعد از هر نماز جماعت نماز میت هم خوانده می شود وبعد از آن در بقیع دفن می کنند .

  • خیلی از آقایان کاروان نصر نیامده اند . پانزده نفری هستیم وآقای اسکندری – روحانی کاروان  - قرار است در مورد تاریخچه و قبور معروف توضیح بدهد .

  • قبر مطهرچهار امام معصوم علیهم السلام وفاطمه بنت اسد سلام الله علیها وقبر عباس عموی پیامبر در ضلع جنوب غربی بقیع قرار دارند . برخی از این عرب ها معتقدند که قبرفاطمه زهرا (س) دختر پیامبر در این جاست نه فاطمه بنت اسد . البته به نظر من این بیشتر برای رد گم کردن است تا به خیال خودشان برای سوال ما در مورد علت نا پیدا بودن قبر حضرت زهرا (س) جوابی داده باشند .
    این سه قبر مطهر از سه طرف در میان دیوارهای سنگی محصورندو بالای سر هرکدام یک تکه سنگی گذاشته شده .  زائران که از طرف غرب  وارد بقیع می شوند در روبروی آنها قرار دارد .
    در حقیقت در طرف  بالای سر آن حضرات مشغول زیارت می شوند . حالا که سخت گیری زیاد تر است زائرها را در 15 متری نگه می دارند .و اینها از دور گویی مثل یک شمع آب می شوند . روضه خوانی هم انگار با شیعه متولد شده ودر طول این سال ها همراه شیعه بوده وبا اشک چشمشان رشد پیدا کرده . هرکسی برای خودش یا چند نفر در کنار هم آرام روضه می خوانند و می گریند و می سوزند . حالا عقده های چند ساله و بغض های در گلو مانده مجال ظهور پیدا کرده هر چند باید احتیاط کرد ولی بهتر از این جا نمی شود .

  • خورشید مدینه کم کم دارد رخ نشان می دهد از مشرق بقیع وما بعد از قرائت یک زیارت مختصر چهار امام غریب به طرف بقیه قبرها حرکت می کنیم .

  • در روبروی درب ورودی قبر دختران پیامبر(ص) قرار دارد .زینب ،رقیه و ام کلثوم . حاج اقا اسکندری از کتابی که جامع زیارات مدینه است زیارت مخصوص این بانوان مکرم را می خواند .

  • چند قدم آن طرف تر قبر همسران پیامبر است . امهات المومنین .. حفصه دختر عمر، سوده ، زینب ، ام سلمه ، جویریه ، ام حبیبه ، زینب دختر جحش و صفیه همگی در این جان مدفونند. عایشه دختر ابوبکرکه از همسرا تاریخ ساز پیامبر است و قرار بوده در کنار پیامبردفن شود و جایش را به عمر بخشیده در این جا است. زنانی که سال ها  همنشین بهترین انسان عالم بوده اند حالا این که چقدر از این افتاب عالم تاب بهره برده اند خود داستان دیگری است .اما خدیجه سلام الله علیه در مکه ودر قبرستان معلات است و میمونه هم در دوازده کیلومتری مکه دفن شده .

  • در کنار قبر همسران پیامبر قبر عقیل  وجعفر پسران ابو طالب وعبد الله پسر جعفر قرار دارد . جعفر همان کسی است که در یکی از جنگ ها هر دو دستش قطع شد .لقب طیارنشان سر بلندی اوست  . وعقیل همان برادر نابینا وکلفت بار امام علی (ع) است . داستان گداختن آهن وترساندن عقیل از آتش جهنم توسط برادرش معروف است.

  • قبر مالک  بن انس پیشوای مذهب مالکی های که شاگرد امام صادق علیه السلام هم بوده و قبر نافع قاری معروف صدر اسلام که ورش قرائتی را از او روایت کرده در همین جاست .

  • در طرح توسعه بقیع همه قبور را با خاک یکسان کرده اند .قبه ها یا گنبدهایی که بر روی  برخی از قبور _ مثل قبور چهار معصوم (ع)_  بوده را تخریب کرده اند.دلیلشان روایتی از پیامبر که هیچ قبری نباید برتر وبالاتر از قبرهای دیگر باشد . این احادیث در این هزار وصد سال گذشته کجا بوده که حالا پیدا شده؟ در میان این قبرستان وسیع  را ه هایی  به عرض  تقریبا دو متر تعبیه شده با فرشی از سیمان. برای عبور از کنار قبور  .بیشتر این راه ها از کنار قبور معروف دربقیع می گذرد و بعد شاخه شاخه تا برسد  به قبر عثمان .

  • قبر ابرهیم پسر پیامبر(ص) از ماریه قبطیه که در کودکی فوت کرد در این جاست . روحانی نقل می کندازابن عـباس که : خدمت رسول خدا (ص) بودم . حسين( ع) روى زانوى راست  و ابراهيم پسر پيامبر روى زانوی چپ آن حضرت نشسته بودند، پـيامـبر گاهى حسين را مى بوسيد و گاهى ابراهيم را كه حالت وحى بر پيامبر دست داد پس از آنكه حالت پيامبر عادى شد فرمود: جبرائيل از طرف پروردگار گـفـت : خدا مى فرمايد: اين دو فرزند را براى شما باقـى نمـى گـذارم بايد يكى را فداى ديگرى نمايى. پيامبر به ابراهيم نظر كرد و گـريست بعد فرمود: اگر ابراهيم بميرد فقط من محزون ميشوم ، اما اگر حسين بميرد فاطمه محزون ميشود و پدرش على اندوهناك مي گردد و من نيز متاءثر مى شوم ، مـن اندوه خـود را بر حزن فـاطمـه و عـلى تـرجيح مـي دهم ... ابراهيم پس از سه روز بيمارى وفات كرد، رسول خدا (ص) هرگاه حسين را مى ديد او را به سينه مى چسبانيد و مى بوسيد و مى فرمود: قربان كسى كه ابراهيم را فداى او كردم.

  • بعد هم قبر شهدای حره. کسانی که در حمله یزید پسر معاویه به مدینه شهید شدند . در دفاع از شهر پیامبر در مقابل کسی که ننگی است بر دامن اسلام .ودر کنارشان جانبازهای باقی مانده از جنگ احد که در مدینه به شهادت رسیدند.

  • در وسط قبرستان بقیع امروزی قبر عثمان هست . خلیفه سوم مسلمانان . در حقیقت این جایی که عثمان دفن شده در آن زمان خارج از بقیع بوده . باغ مانندی به نام حش کوکب . وقتی عثمان به دست شورشی های زمان خودش کشته شد نگذاشتند در بقیع دفن شود به ناچار بردند  این جا یعنی حش کوکب.
    یعنی که اصلا مسلمان نیست و در قبرستان مسلمانان نباید دفن شود ولی حالا در وسط قبرستان بقیع است . بگو خوش باشد !!!  

  • قبر اسماعیل پسر امام جعفر صادق علیه السلام و حلیمه سعدیه مادر رضاعی پیامبر (ص) هم در این حوالی است .

  • قبر دو عمه پیامبر (ص) – صفیه وعاتکه – در کنار قبر ام البنین مادر قمر بنی هاشم در کنار دیوار غربی بقیع و در سمت چپ درب ورودی قرار دارند . به علت ارادت خاص شیعیان به ام البنین حالا دیگر این قسمت از بقیع هم جایی است که از 15 متری به  جلو تر نمی توان رفت .

  • جلال آل احمد با آن سفرنامه خسی در میقاتش قدم به قدم با من  است یا نه . بهتر است بگویم من با او هستم  . احساس می کنم قبلا یک بار به بقیع آمده ام با جلال .آن قدر خوب توصیف کرده که  خواننده کتاب هایش همیشه با او هم سفرند . برادر جلال  نماینده آیت الله بروجردی در مدینه بوده . در میان شیعیان . در این جا مدفون اسیت . این طوری که جلال نوشته برادرش در سنگ چینی دور قبر امامان غریب بعد از تخریب نقش داشته و حتی خودش با دست خودش گل کاری وسنگ چینی می کرده . حدود سال های 40 شمسی . سخت گیری وهابی ها در آن زمان کم تر بوده ولی حالا خیلی فشار می آورند به زوار . طعنه زدن ، مشرک خواندن و زدن زخم زبان در این جا یک امر عادی است و هر روز بقیع سر شار است از این اتفاقات .

  • این زیارت و سیاحت  تقریبا یک ساعت ونیم طول می کشد . داغی آفتاب مدینه دارد خودش را نشان می دهد . آشنایی با تاریخ بقیع لذت دارد . آدم می رود به سنت . به زمانی که یک مرد با دست خالی فقط با ایمانش قفل دل ای این مردم جاهل را گشود . آن زمانی که اندک نفاق موجود هم در زیر سیطره قدرت اسلام چنان در کنج دل ها  خزیده بود که یارای ظهور وبروز نداشت . سنتی که امروز شقه شقه شده .هرکس با تمسک به بخشی از آن  به دیگری دندان تیز نشان می دهد .حوالی ساعت هشت به هتل بر می گردیم . بعد از صرف صبحانه  و استراحتی کوتاه با مغازه های اطراف هتل سر می زنم.

  • اول می روم سراغ همان پیرمرد کتاب فروش . هرچند خودش نیست ولی کتاب تاریخ مدینه را می گیرم . (( تاریخ المدینه المنوره المصور )) تالیف  دکتر محمد الیاس عبد الغنی . 15 ریال سعودی . یعنی  سه هزار ودویست وپنجاه تومان . همه برگ هایش کاغذ گلاسه .عکس ها وتصاویر ونقشه ها رنگی . نسبتا ارزان .

  • مدینه ارزان تر از مکه است . خریدن سوغات هرچند رسم خوبی است ولی وقت گیربوئنش آدم را کلافه می کند  . چاره چیست؟
     در این شهر بازارها فراوان است. برخی از بازارها اجناس ارزان تر و به قولی عوامانه ترندو بعضی با قیمت های بالاتر برای  خواص . طبقات هم کف بسیاری از هتل ها که  در اطراف مسجد النبی هستند فروشگاه هستند  . امروز یک سیم کارت اعتباری گرفته ام . هجده هزار تومان . اگر این کاررا را نکنم هر کس که دلش تنگ شود باید من بهای دل تنگی اورا بپردازم . بگذار هرکسی دلش هوای ما کرد حسابی دلش خنک بشود !



    پی نوشت :

    ۱- سلام .

    ۲- حاج آقای بورقانی عزیز زیارت قبول . خدا کنه روزی هرساله ی شما باشد . می دانم که چقدر حس لطیف وقلب مهربانی دارید وآن سرزمین با شما چه کرده . خوش به حالتون . فکر می کنم خاطرات من خاطرات شما رو زنده کنه واشکتون رو سرازیر .

    ۳- عزیزی که فرمودی وبلاگتون همش شده خاطره . چه کنم دستم خالیه وشرمنده ی شما .

    ۴-التماس دعا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 ساعت 18:13  توسط حسین مولوی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

ساعت عمر 

 

نه......نه.....نه.....(نون را با کمی تشدید بخونید )

اصلا چیز خوبی نیست . .....اصلا...

بخل رو می گم .... بخیل بودن

امام علی (ع) فرموده:  آفت صرفه جویی بخل ورزیدنه.... یعنی صرفه جویی آفتش اینه که ممکنه به بخل تبدیل بشه .

پس بخل ورزیدن کار بدیه ....درسته...

اما...

اما...

اما یک جایی هم رسول خدا(ص)به ماها توصیه کرده بخیل باشیم ...

بله...

بخیل باشید ....

 «كن على عمرك اشحّ منك على درهمك و دينارك».

نسبت به عمر خويش بیش تر از داراییت بخیل باش .(سفينه 6 / 456).

یعنی درجایی که خیلی خیلی زیاد باید صرفه جویی بکنیم در وقتمونه ،در عمرمونه ،صرفه جویی که چه عرض کنم باید بخیل باشم .

می گفتن که سید جلال الدین آشتیانی (اگه وقت کردید کتاب جلال حکمت وعرفان رو بخونید ) که فیلسوف بزرگ زمانه بود وبهش لقب ملاصدرای ثانی هم دادند  این جوری بود .
خواهرش از آشتیان می کوبه ومی ره تا مشهد برای زیارت امام رضا(ع) ودیدار داداش که برای خودش یک دانشمندیه . می روند منزل استاد وساعتی کهمی نشینند داداش میگه: خوب الحمدلله دیدارها تازه شد و صله رحم هم انجام گرفت  بلند شین برین که من خیلی کار دارم ....

این یعنی بخل در عمر ...

امسال سال اصلاح الگوی مصرفه .....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 ساعت 22:25  توسط حسین مولوی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

آن سال ها این قدر زود تقویم سال جدید  به دست ما ها نمی رسید مخصوصادر روستا .

یعنی اصلا صنعت چاپ این قدر رشد نکرده بود تا برای هر موضوعی وهر سلیقه ای تقویم جیبی و کیفی وکتابی و...چاپ کنند .

 گه گاهی از رادیو می شنیدیم که سالی که در راه است مثلا سال گاو است یا سال موش و...از این جور نام ها .

بزرگترها هم به رسم قدیم  تحلیل می کردند خوش یا بد یمن بودن سال ها را به واسطه آن نام ها .

مثلادر سالی که به نام موش بود می گفتند امسال احتمالا خشک سالی باشد چون موش همیشه دنبال غذاست ولی همیشه هم گرسنه وجوینده است .

وما بچه ها هم این تحلیل های شنیده شده از بزرگترها را نقل می کردیم به دوستان . حالا اگر یک کلاغ را چهل کلاغ نمی کردیم .

اما...

اما چند سالی است که دیگر نام های افسانه ای وخیالی وگاوی وموشی نیست که ذهن من وشما را درگیر تحلیل کودکانه کندبگذریم که هنوز برخی مدیران اداره کننده شهری از بد سلیقگیشان هنوز هم در دم ورودی شهرها نمادی از گاو گذاشته اند در میانه ی هفت سینی ...

 این ها ابهتشان همین چند رورز اول عید است

حالا همه در کنار  سفره هفت سین بعد از دعای تحویل ودیده بوسی عزیزانشان می نشینیم  روبروی تلوزیون

ومنتظریم تا بشنویم نامی را که رهبر فرزانه بر می گزیند .

مدبرانه وحکیمانه با ژرف اندیشی ....

یعنی همان چیزهایی که یک رهبر باید داشته باشد

دیگر تحلیل ها هم یک تحلیل موهوم نیست.  درحرم رضوی که پایتخت دلهای ایران است تحلیل می کند علت این نام گذاری رابا نگاه عمیق کارشناسانه ومدبرانه .

پس باید جهت گیری ها وسیاست ها را بر اساس نام آن سال جدی بگیریم که اگر چنین شد این نام ها همیشه خوش یمن هستند .

دیگر یمن ما را حیوانی که صدها سال آن را به سال ما چسبانده اند برای ما یمنی نمی آورد

این ما هستیم که به سالمان به روزمان به دقیقه هایمان برکت می دهیم با همان حرکتمان

 ما می توانیم با این نام های عزیز برکت خدا را به سفره های زندگیمان بیاوریم .

امسال سال ( اصلاح الگوی مصرف ) است .

خدا کند ما ها که کارگزار نظام هستیم دغدغه های رهبری را خوب بفهمیم وعمل کنیم

خدا کند امسال دیگر  در حد ستاد وبخش نامه عمل نکنیم.

انشاءالله

 

نظر شما چیست ؟ 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388 ساعت 23:59  توسط حسین مولوی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا مقلب القلوب والابصار  یا مدبر اللیل والنهار  یا محول الحول والحوال    حول حالنا الی احسن الحال

 

 پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود :

هرکس مومنی را شاد کند به یقین مرا شاد کرده است

وهرکس مرا شاد کند

به راستی خدا را شاد کرده است . اصول کافی ج۲ ص ۱۸۸

این یعنی پیوند دادن قطره با دریاست  و عید ها وقت شاد کردن دلها

دلهایتان شاد باد وروزگارتان فرخنده .

 

پی نوشت ها :

۱- سلام به وسعت دل انگیزی بهار و طراوت جوانه ها وغنچه هایی که همه آیت بی نظیر آن مقلب القلوب ومدبر الیل والنهار هستند .

 

۲- عید نوروز که سر اغازی برای نو شدن دل ها ست مبارکتان باد . یادمان باشد که : هر روزی که در آن معصیت خدا نشود عید است (امام علی علیه السلام ) . پس هر روزتان نوروز باد .

 

۳-الحمدلله رب العالمین .

 

۴- پدر عزیزم چند روزی است که در بیمارستان بستری است . خدا را شکر خوب است . از ۲۵ اسفند در خدمت این بهشت آسمانی ام با همراهی برادران گرامیم .

 

۵-فراوان التماس دعا هم به خاطر پدر هم به خاطر هدایت خودمان . دعا کنید عاقبت بخیر باشیم .همه .

 

۶- خرده نگیرید که خدمت نرسیده ام . با پی نوشت ۴ و ۵ و۷  قانع می شوید یا نه ؟؟؟؟

 

۷- در ایام منتهی به نوروز عجب ماراتنی است برای خانه تکانی و نوکردن و نوشدن . هرچند خسته شده بودم ولی اگر سالی یکبار اجبار نوروز هم نباشد نمی دانم در میان این هم زایده ها چه خواهیم کرد .

 

۸- امسال جای خالی پدرم سر سفره هفت سین بدجوری به چشم می زد در ده کوثرو مادر هرچند سعی کرد که سر سفره هفت سین اشکش را جاری نکند نشد که نشد . من او را می پاییدم  . خدا به این عزیزم شفای عاجل بدهد که رحمت ایزدی است بر ما .

 

۹- امسال نازنین زهرای بابا اولین بهار و عید را جشن گرفت . خدا کند که صدها از این بهار ها ببیند در پرتورحمت خدا و عنایت بانو حضرت زهرا(س) که امیدم به شفاعت اوست .

 

۱۰ - محمد جواد دلبندم حالا دیگر بزرگ شده . دارد به پیشواز نوجوانی می رود این دلبند مودب وشیرین .

 

۱۱- همسر مهربان من . صبور . بهارش خجسته باد که بهار زندگی من است . خدا دلش را شاد کند که او همیشه دل مرا شاد می کند .

 

۱۲- همه دوستان عزیزم و همه کاربران گرامی ام که الان جزئی از زندگی ام شده اید.مبارک باد بهارتان  . خداوند دلتان را شاد کند به نور ایمان و همیشه در کنار خانواده های گرامیتان مسرور باشید وپاینده . شما مهابانانی که علی رغم این که این دوست کوچکتان نتوانسته خدمتتان برسد شما مهربانی می کنید و می نوازید این کوچک را .

 

۱۳-حاج آقا بورقانی عزیز که الان در مدینه داری صفا می کنی :عیدت مبارک و زیارت هات قبول . نکند ما را فراموش کنی رفیق !

 

۱۴- همین و التماس دعا فراوان .

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت 10:53  توسط حسین مولوی  |