بسم الله الرحمن الرحیم

پسر ....
تجلی روح زنده ماندن انسان تا ابد ....
وقتی که نمی توان تا ابد زندگی کرد ......
نعمت بی بدیل خداوند .....
خداوندا سپاس بی حد شکوه جلالت را که در نگاره ی دلبندم هر روز تجلی می یابی ....
محمد جواد دلبند :
می کنی چشم باز می خندی
گریه ات همچو خنده ات زیباست
هر کجا چشم خویش می دوزی
مثل این که خدای تو آن جاست
من به مادر تو می گو یم
با وضــــو تو را بغــــل گیرد
چـــون تو آیه ی خداوندی
بــــی وضویت مباد برگیرد
خنده های تو می کند مستم
از خـــــم خنده ی تو سرشارم
ای محمد جــــــــــواد دلبندم
شب مبــــــــادا کنی تو بیدارم

نازدانه....
دردانه.......
جریان رحمت خدا در زندگی است... همچون رود .....
خوش به حال آنان که مشمول چنین رحمتی هستند و قدر می شناسند.....
اگر قرار باشد زندگی تجسم یابد بی شک جلوه جمال وزیبایی آن در چهره دختر ظاهر خواهد شد...
آرامش پدر ...
انیس مادر ....
فرشته خداوند در زمین ......
چشم بصیرت می خواهد ...........
اگر غیر از این بود خداوند بهترین بندگانش پیامبر اعظم (ص) را هم برخوردار می کرد از آن .....
بگذر که ما هنوز در عصر جاهلیتیم ...
فرموده اند: پسر نعمت است و دختر رحمت
خداوند کسی را از نعمت ها دریغ نمی کند آنگاه که در جلوه رحمان بودن ظاهر شود
اما :
رحمت جلوه خاص خداست بر بندگان خاص....
این رحمت هم خودش جلب کننده نعمت دیگری است....
که داماد خوب از پسر که نعمت است برتر است
در چهره علی (ع) بنگر ،داماد نازنین پیامبر (ص).....
مبارک باد بر آنان که خدا بر خانه های پر مهرشان برای همیشه رحمت نازل کرده است
خوش به حالشان .............














نازنین زهرا
یک سال پیش در چنین روزی ( نهم تیرماه ) زندگی مان سرشار از رحمت خدا شد ....
نازنیــن زهـرای بابایـی ولــــی
ناز بر ذرات عــــالـــم می کنـی
می خرم ناز تو را ای نازنیـــن
مست ولبریزاز زلالم می کنـــــی
وقــتی از ره می رسم با خنده ات
خستگی هایم فـــراموشــم شود
اوج می گیرم چو مه در آسمـــان
نازنیــــن وقتی در آغوشــــم شود
هر نگــــاهت امتداد آیتــــی است
در کتــــاب زندگیـــــم جاری است
تا ابد لبخندت ای شیریــــــن ترین
در وجودم مستدام و ســاری است
پیش داداشت چه می خندی ، بدان
این جــــــوادم نازنینی دیگــــــر است
حلقه ی گوشت کن ایــن پند پدر
دسته ای گل نه از آن هم بهتر است
ای خدای مهــــــربـــــان ـ نازنــــین
شکر بی حد حق ذاتت را ســــزاست
نازنین شاید بزرگ است وعزیز
خادمی کوچک برای مصطفاست
بعدا نوشت:
۱- جناب صادقی عزیز و دختر خانم مهربونشون محبت کردند ویک هدیه زیبا برای جشن تولد فرستادند که من ممنونشون هستم . چقدر هم باسلیقه این آقای صادقی : یاشاسین آقای صادقی ، یاشین جلفا ، یاشین آراز

+
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 19:38 توسط حسین مولوی
|