تبليغاتX
شـمیـم کوثـر
دل نوشته ها ودغدغه ها


شـمیـم کوثـر










بسم الله الرحمن الرحیم

 

 پسر ....

تجلی روح زنده ماندن انسان تا ابد ....

وقتی که نمی توان تا ابد زندگی کرد ......

نعمت بی بدیل  خداوند .....

خداوندا سپاس بی حد شکوه جلالت را که در نگاره ی دلبندم هر روز تجلی می یابی ....

محمد جواد دلبند :

می کنی چشم باز می خندی
گریه ات همچو خنده ات زیباست


هر کجا چشم خویش می دوزی
مثل این که خدای تو آن جاست  


من  به  مادر  تو  می  گو یم
با  وضــــو تو  را بغــــل   گیرد

چـــون   تو   آیه ی  خداوندی
بــــی  وضویت   مباد   برگیرد


خنده های تو می کند مستم
از خـــــم خنده ی تو سرشارم


ای محمد جــــــــــواد دلبندم
شب مبــــــــادا کنی تو بیدارم  

 

 

 

نازدانه....

دردانه.......

جریان رحمت خدا در زندگی است... همچون رود  .....

خوش به حال آنان که مشمول چنین رحمتی هستند و قدر می شناسند.....

اگر قرار باشد زندگی تجسم یابد بی شک جلوه جمال وزیبایی آن در چهره دختر ظاهر خواهد شد...

آرامش پدر ...

انیس مادر ....

فرشته خداوند در زمین ......

چشم بصیرت می خواهد ...........

اگر غیر از این بود خداوند بهترین بندگانش پیامبر اعظم (ص) را هم برخوردار  می کرد از آن .....

بگذر که ما هنوز در عصر جاهلیتیم ...

فرموده اند: پسر نعمت است و دختر رحمت

خداوند کسی را از نعمت ها  دریغ نمی کند آنگاه که در جلوه رحمان بودن ظاهر شود

اما :

رحمت جلوه خاص خداست بر بندگان خاص....

این رحمت هم خودش جلب کننده نعمت دیگری است....

که داماد خوب از پسر که نعمت است برتر است

در چهره علی (ع) بنگر ،داماد نازنین پیامبر (ص).....

 

مبارک باد بر آنان که خدا بر خانه های پر مهرشان برای همیشه رحمت نازل کرده است

خوش به حالشان .............

 

                                              

 نازنین زهرا

 یک سال پیش در چنین روزی ( نهم تیرماه ) زندگی مان سرشار  از رحمت خدا شد ....

 

نازنیــن  زهـرای  بابایـی  ولــــی
ناز بر ذرات  عــــالـــم   می کنـی

می خرم ناز تو  را  ای   نازنیـــن
مست ولبریزاز زلالم می کنـــــی

 

وقــتی از ره می رسم با خنده ات
خستگی هایم فـــراموشــم شود

اوج می گیرم چو مه در آسمـــان
نازنیــــن وقتی در آغوشــــم شود

 

هر نگــــاهت امتداد آیتــــی است
در کتــــاب زندگیـــــم جاری است

تا ابد لبخندت ای شیریــــــن ترین
در وجودم مستدام و ســاری است

 

پیش داداشت چه می خندی ، بدان
این جــــــوادم نازنینی دیگــــــر است

حلقه ی گوشت کن  ایــن  پند پدر
دسته ای گل نه از آن هم بهتر است

ای خدای مهــــــربـــــان ـ نازنــــین
شکر بی حد حق ذاتت را ســــزاست

نازنین شاید  بزرگ است وعزیز
خادمی کوچک برای مصطفاست 

 

 بعدا نوشت:

۱- جناب صادقی عزیز و دختر خانم مهربونشون محبت کردند ویک هدیه زیبا برای جشن تولد فرستادند که من ممنونشون هستم . چقدر هم باسلیقه این آقای صادقی : یاشاسین آقای  صادقی ، یاشین جلفا ، یاشین آراز

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 19:38  توسط حسین مولوی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

پایان ماموریت سردار

 

بالاخره ماموریت محسن رضایی در تکمیل ضلع سوم ایجاد تردید وتشکیک در باره نتیجه انتخابات با نوشتن نامه به شورای نگهبان و اعلام  انصراف از پیگیری  شکایت خود  به پایان رسید .
وی  در این نامه برخود وظیفه دانسته به علت ((محدودیت زمانی و شرایط حساس و تعیین کننده وضعیت سیاسی ـ امنیتی و اجتماعی کشور..))  علاوه بر خود دیگران را هم  ((به کنترل وضعیت فعلی)) ترغیب نماید ونتیجه این که انصراف خود را از پیگیری شکایت اعلام کرده است .

قطعا وجه تمایز وی با دو کاندیدای دیگر معترض  روحیه پیگیری از مجرای قانون بود و البته  این رویکرد وی هم درجای خود تحسین بر انگیز است  اما در خصوص موضع گیری وی در 10 روز گذشته ونوشتن این نامه نکاتی وجود دارد که در نوع خودش جالب است .

اولین نامه محسن رضایی به شورای نگهبان به عنوان اعتراض به نتایج انتخابات که حاوی مطالب کلی وبدون سند بود برپایه ی یک تحلیل شخصی وخودخواهانه وآلوده به توهم شکل گرفته بود وبراساس همین تحلیل رای خود را در حدود  سه ونیم الی چهار میلیون رای  تخمین زده  والبته مدعی شده بود که  برخی از کارشناسان! رای او را تا 8 میلیون رای برآورد کرده اند .
به خاطر نگارش آن اعتراض نامه هر آدم منصفی را در خوشبینانه ترین وجه بر آن وا می داشت تا بدون آن که بخواهد به او با دیده سوء نیت بنگرد صدق ((رجل سیاسی)) بودن به وی را زیر سئوال ببرد.

سردار درحالی که دو نامزد دیگر با اردو کشی خیابانی در صدد تحمیل خواسته نامشروع خود به نظام بودند ب  همنوا با آنان اما در لباس قانون گرایی بر طبل ایجاد ذهنیت تقلب و تردید در انتخابات  می کوفت و بی توجه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب که از ماه ها قبل دست دشمن را در ایجاد جنگ روانی و ایجاد تشکیک  در نتیجه انتخابات  که منجر به بی اعتماد کردن مردم به نظام می شد رو کرده بود با شعار مثلا قانون گرایی و  اطاعت از رهبری درست آن راهی را می رفت که میر حسین موسوی و کروبی  می رفتند ودرست آن را انجام می داد که دشمنان تابلو دار نظام آن را می خواستند: یعنی بی اعتماد کردن مردم به نظام ونهاد های قانونی برآمده از نظام والقای انجام تقلب گسترده در انتخابات .


وی در پشت نقاب  ((کاندیدای بابرنامه )) با نگارش نامه و سپس با  حضور در شورای نگهبان وارائه مستندات ودرخواست برای بازشماری صندوق ها در برخی استان ها ، از ظرفیت صدا وسیما در تبلیغ خود و تکمیل پروژه ایجاد تردید در نتیجه انتخابات که توسط میرحسین ودوستانش کلید خورده بود و شکل خیابانی واغتشاش به خود گرفته بود نهایت استفاده کرد و متاسفانه  صدا وسیما وشورای نگهبانی را که برخی ها به مرگ گرفته بودند  او به تب راضی کرده بود .
اما سردار که امروز که خیلی دلش می خواهد خود را سرباز ملت بنامد بعد از 10 روز آمد وشد و مصاحبه وتحلیل وایجاد تردید با نگارش نامه ای انصراف خود را از پی گیری اعلام کرده است وبه علت عدم حضور نمایندگان وی در خوزستان بازشماری صندوق ها انجام نگرفته است .

وی ادعا کرده است که با توجه به محدودیت زمانی و این که وضعیت سیاسی ـ امنیتی و اجتماعی کشور، وارد شرایط حساس و تعیین کننده‏ای شده  انصراف داده است  اما سوال این است که ایا امروز  شرایط کشور حساس تر است یا روزی که به هر بهانه ای جمعی جمع می شدند و اغتشاش آشوب برپا می کردند . روزهایی که منجر به کشته شدن حدود 20 نفر از عزیزان این ملت شد  ؟؟؟

 اکنون زمان حساس تر است یا وقتی که به جان ومال  مردم در خیابان های پایتخت به علت زیاده خواهی بر خی ها توسط عده ای منافق تعرض می شد  ؟؟؟

***********

سردارعزیز!

 این طور  نمی شود برای که شمابرای مطرح کردن خودتان و تکمیل پروژه ایجاد تردید از ابزارهای نظام استفاده کنید و حالا  که همه چیز برای نظام وشورای نگهبان مهیا شده تا اثبات کند که (( اهل خیانت کردن )) به آراء مردم نیست  از پی گیری شکایتتان کنار بکشید بدون آن که بر صحت انتخابات اشاره کنید .

نکند شما هم با برنامه ی از قبل طراحی شده وهم سو وهم جهت با دو نامزد دیگر قصد داشتید در به ثمر رساندن طرح بی اعتماد کردن مردم به ارکان نظام تقسیم کار کرده باشید ؟

اگر چنین باشد الحق که خوب نقشتان را بازی کردید وحالا که دیگر حنای سبز رنگ طرف دیگر  رنگ باخته هوشمندانه خود را کنار کشیدید وبدون آن که برای نظام وشورای نگهبان فرصت اثبات  امانت داری فراهم شود از معرکه بیرون خزیدید وبی آن که بگذارید مردم بدانند  آقای محسن رضایی بیش از این رای آوری نداشته وهمه ادعاهای تخلف وتقلب دروغی بیش نبوده  انصراف دادید .

البته مردم خودشان قاضی های خوبی هستند و می دانند که شما بیش از این رایی نداشته اید . امروز دیگر مردم برای خودشان کارشناس هستند ومی دانند اوضاع از چه قرار است . ببینید اردوگاه میرحسین را که به علت عدم همراهی مردم در چه روزگاری به سر می برد .

شما خودتان را سرباز ولایت می دانید ؟ مگر همین ولایت فقیه در روز جمعه اعلام نکرد که نظام اهل خیانت در آرای مردم نیست و هرکس با ساز وکار انتخابات آشنا باشد می داند که نمی شود تقلب کرد آن هم این مقدار  که به قول خودتان در کمترین فرض 3 میلیون رای ؟

پس چرا بعد از آن نامه ننوشتید وانصراف ندادید ؟

 در هر صورت این اقدام آقای رضایی نه تنها کمک به نظام نبود ونه تنها او را محبوب ملت نخواهد کرد بلکه اگر ایشان انصراف نمی داد و نمایندگان خود را برای بازشماری به شهرهای مورد نظر می قرستاد وصندوق ها بازشماری می شدند یک بار برای همیشه قانون ومجریان قانون از تهمت های عده ای خودخواه وقدرت طلب  تبرئه می شد و دست آنان که به نظام تهمت تقلب وتخلف زدند رو می شد .کسانی که ماه ها قبل خود را آماده کرده بودند خودشان را وخواسته هایشان را به نظام تحمیل کنند ولی نمی دانستند که روح امام راحل در رهبر عزیزمان تجلی کرده وفرصت را از منافقان خواهد گرفت .

می دانم این روزها که امنیت به جامعه برگشته و زیاده خواهان هم به هدف خود نرسیدند ماموریت شما هم به پایان رسیده است.  خسته نباشی سردار .  

 

  حسین مولوی ده کوثری

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 23:14  توسط حسین مولوی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

جسم تو کامل است، ناقص نيست    مي‌دهد عطر يک بغل گل ياس   دستت اما حکايتي دارد... رَحِمَ اللهُ عَمِّي العباس!

ديشب اين طبع، بي‌قرارِ شما
خواست عرض ارادتي بکند
دست کم از دل شکسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بکند


 

چشم بد دور، عمرتان بسيار
کس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!


 

چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط اَبرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته


 

هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني

اَلَّذِي اَنزَلَ السَّکينَة  تو را
کرده سرشار از فراواني


 

واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور


 

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آنِ مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي


 

سهم دلدادگان تو سَلوي
قسمتِ دشمنان تو سجّيل
رهبري نيست در جهان جز تو
که ز امّت چنين کند تجليل


 

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف ، با شعور ، با باور
جاري است انقلاب چون کوثر
هان!
فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانحَر


 

گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبّت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!


 

ناگهان در نماز جمعه ي شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها
ذکر
* يا صاحب الزمان (عج) * گل کرد


 

جان ايران! چه شد که جانت را
جان ناقابلي گمان کردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردي؟!


 

جسم تو کامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يک بغل گل ياس
دستت اما حکايتي دارد...

رَحِمَ اللهُ عَمِّي العباس!


 

جواد محمّدزماني

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388 ساعت 22:29  توسط حسین مولوی  |