بسم الله الرحمن الرحیم
جوان تر که بودم یکی از علاقه های من نقد نویسی بر سریال ها وفیلم ها وارسال آن به روزنامه هابه ویژه کیهان بود که از ان جمله می توان به نقد بخش سوم طنز زیر آسمان شهر اشاره کرد .
حالا که کارها ی روزانه مقداری نفس گیر شده نه تنها برای نقد نویسی وقت نیست که به تماشای اخبار هم نمی رسم ...البته دیدن برخی سریال های تاریخی مانند روزگار قریب و مجموعه یوسف پیامبر به علت بعد تاریخی و سیر در زمان گذشته آنها از برنامه های مورد علاقه من هستند که سعی می کنم جسته وگریخته انها را ببینم.
مجموعه سه در چهار هم مجموعه ای بود که نه به طور کامل بلکه پراکنده به تماشایش نشستم ،مجموعه ای که در مجموع دارای مخاطبان زیادی بود و ویژگی های مثبتی هم داشت منتها در کنار کار طنز پردازی نکات قابل توجه زیادی هم دارد که در ذیل به برخی از انها می پردازم و این به معنای نفی کلی این گونه سریال ها نیست بلکه بداهه ای است که حضورتان عرضه می گردد :
۱- همان طور که استحضار دارید طنز،بیان اشکالات و نواقص امری با زبان شیرین برای اصلاح آن است ودر این معنا با هجو کاملا تفاوت دارد.
طنز وهجو در ادبیات قدیم فراوان به کار رفته است ومتون فراوانی را می توان یافت که یا با دیدگاه طنز نوشته شده اند و یا از منظر هجو به نگارش در آمده اند که اثار عبید زاکانی وبرخی اشعار ایرج میرزا را می توان به عنوان مثال ارائه کرد .
در ادبیات معاصر هم این نوع نوشته ها و فیلم ها مرسوم است که می توان به مجله گل اقا به عنوان معروف ترین مجله طنز پرداز اشاره کرد که در آن سیاست ها وعملکرد ها با زبان طنز مورد نقد قرار می گیرند و در میان سریال های طنز هم سریال برره از موفق ترین سریال ها در به نقد کشیدن امورسیاسی واجتماعی بوده است .
۲- متاسفانه در بیشتر کار های طنز خانواده های متوسط به پایین جامعه دست مایه ی طنز پردازان قرار می گیرند وکمتر طنزی ساخته شده است که قشر متوسط به بالای جامعه را هدف طنز نویسی قرار دهد.شاید علت عمده این همان است که در شماره پنج این نوشته به ان اشاره شده و سازندگان این مجموعه ها بیشتر از آن بعد به ساخت سریال می پردازند .
مجموعه هایی از قبیل :
سریالی که سیروس گرجستانی نقش یک تعمیرکار روستایی را بازی کرده بود بود که به شهر مهاجرت کرد واتفاقاتی که برایش رخ داد ویا سریالی که حمید لولایی در آن بازی کرد و قرار بود به مالزی برود و... (متاسفانه اسم سریال ها را فراموش کرده ام ) با مایه هایی از این قبیل به مردم عرضه شده اند .
۳- آیا واقعا می توان در جامعه خانواده هایی از این دست را یافت که همه آنها از این مقدار بهره هوشی برخوردار باشند ودر کنار هم جفت وجور شده باشند که به ندرت بتوان در میان آنها کسی را پیداکرد که اهل تفکر وتجزیه وتحلیل باشد ؟
۴-این سریال یک سریال داستانی طنز بود که البته داستان پردازی ان بسیار ضعیف بود و بعد از پخش ۵-۶ قسمت اول باقی داستان وقضایا تقریبا قابل پیش بینی بود .
۵-یکی از ضعف های عمده سریال سازان طنز این است که به جای فکر کردن روی موقعیت های طنز که باعث ایجاد خنده شود اصرار دارند که با کودن جلوه دادن شخصیت ها به مجموعه حالت طنز بدهند
بنگرید :
الف : سیروس با آن موهای طاسش وبا آن لحن وگاها کودن بودنش باعث خنده است
ب: خانم ها همه در خانه شال وکلاه کرده اند ولباس های شدیدا زمستانی پوشیده اند و اضافه کنید به انها که پسران عم در خانه هیچ گاه لباس زمستانی از تن بیرون نکرده اند وشوخی ودعواهای انها هم صرفا نشات گرفته از حماقت انها است
ج: اکبر بیکار که احمق به تمام معنا است ( البته در فیلم ) ومعمولا در چنین برنامه هایی باید حتما چنین فرد مسخره ای باشد در سریال عیدانه هم حسینی نامی همین نقش را در اطراف واکناف خانه بازی می کرد
د: سمیر هم که از این نوع افراد است
هـ : دختر سیروس هم که اند حماقت وبلاهت هست
البته باقی را هم که اسم نیاوردم نه این که سالم هستند بلکه درجه بلاهت وحماقت آنها مقداری بالاتر از این هاست مثلا رحمان یا بیژن یا همسران آنها و...
۶- در این خانواده انگار هیچ کس بلد نبود آرام حرف بزند همیشه همه با داد وبیداد با هم صحبت می کردند
۷- واقعا ایادر این قرن بیستم کسانی پیدا می شوند که در چله زمستان دو خانواده در کنار هم زندگی کنند و قرار هم باشد هرشب به علت کمبود جا در پشت بام بخوابند ؟؟؟ ( آیا این است هنر نویسنده طنز پرداز )
۸- با این تفاسیر آیا نویسنده می تواند در میان افراد متوسط به بالای جامعه این همه فرد احمق وکودن کنار هم جمع کند که فامیل های عروس با ماشین عروس به خانه بیایند و عروس وداماد را بگذارند تا با تاکسی آن هم مدل پایین پایین به خانه برگردند ودر خانه هم بسته باشد کلید هم نداشته باشند ویا این که واقعا این گونه افراد فقط در میان قشر ضعیف جامعه یافت می شوند ؟؟؟؟؟
خلاصه این که متاسفانه نویسندگان وسازندگان به جای بوجود آوردن موقعیت طنز با مسخره کردن برخی گویش ها و یا برخی اقشار می خواهند به هر قیمتی تفریحی را برای مردم بوجود آورند وبه اصطلاح بخنداند و ذائقه مردم هم طوری است که خیلی زود عادت می کند به چیزی حتی اگر قرار باشد این شخصیت ها نمایندگانی از قشر خودشان باشد .
و به نظر می رسد نام این مجموعه ها اگر هجو باشد خیلی پسندیده تر است تا طنز ،نظر شما چیست ؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 0:19 توسط حسین مولوی
|