تبليغاتX
شـمیـم کوثـر
دل نوشته ها ودغدغه ها


شـمیـم کوثـر










بسم الله الرحمن الرحیم

 

اسب شبیه سازی شده حالا خودش بچه به دنیا آورده است  

 

چند روز پیش برای همکاران شاغل در سازمان آموزش وپرورش کلاس ضمن خدمت با عنوان ( آشنایی اجمالی با مفاهیم قرآن کریم ) داشتم که در آن قرار بود در مورد عدل الهی ، شفاعت وپاسخ به شبهات آن ، معاد جسمانی و پاسخ به شبهات معاد جسمانی وتفسیر سوره های مومنون وحشر تدریس بشه .

حالا گذشته از شیرین بودن همه این بحث ها از جمله عدل الهی و شفاعت ، مبحث معاد جسمانی  هم خیلی جالب وهم بحث برانگیز بود  .

البته بعد از اثبات معاد جسمانی از طریق آیات قران که در نه دسته قرار گرفته بودند قسمت پاسخ به شبهات  خیلی شیرین بود ومورد توجه همکاران .

یکی از شُبهه ها که من وهمکارانم را واداشت تا به طور دقیق تر به مساله شبیه سازی بپردازیم شبهه ای هست به نام شـبهه آکل وماکول.

خلاصه شبهه این است:

 اگر قرار باشد ما در روز قیامت با همین بدن بر انگیخته بشویم ودر حالی که می دانیم جسم ما بعد از دفن شدن  خاک می شود وممکن است این سلول ها بعد ها توسط گیاهان  تغذیه شوند وانسانهای دیگر آنها را بخورند وجزو سلول های بدن آن هابشود بالاخره این سلول ها تکلیفشان چه خواهد شد ؟
اگر برگردند به بدن اول، بدن دوم ناقص می شود وخلاصه اگرسلسله ی این تغذیه شدن ها را ادامه دهیم (یعنی این سلول ها از یک بدن به بدن دیگر و از بدن دیگر به بدن دیگر رفته باشند نقص در بدن های متعددی رخ می دهد ) با این وصف معاد جسمانی غیرممکن هست .

خوب برای رد این شبهه مقدمات زیادی باید گفته بشه که من مقصودم پرداختن به اونها نیست وفقط با طرح یکی از مقدمات واستفاده از تحقیق درباره شبیه سازی میتونیم ادعا کنیم که معاد جسمانی هست .

یک مقدمه ودو نتیجه گیری:

معتقدیم هریک از سلول های بدن انسان اگر در یک محیط مناسب رشد داده بشوند قابلیت اون رو دارند که عین همون انسانی باشند که از اون انسان گرفته شدند .

باور نمی کنید ؟؟؟؟

شاهد این جهانی:

اتفاقا همکارهای من هم ابتدا که این مقدمه رو طرح کردم باور نمی کردند وبعضا  منکر که :
 نهایت اگر بشود رشد داد می توان از آن یک عضوی مثل عضو سابق ساخت (قطعات یدکی انسان )

از من اصرار واز برخی همکاران انکار که من گفتم :
من اطلاعات زیادی درباره علم شبیه سازی ندارم ولی به نظرم می رسد که پایه علم شبیه سازی همین هست .برای همین هم اقای رخصتی رو مامور کردیم اطلاعاتی درباره شبیه سازی بیاره .

آقای رخصتی هم رفت وتحقیق کرد وآورد که خلاصه ی نتایج تحقیق اینه :

۱- شبیه سازی یعنی با پرورش یک سلول بتوانیم انسان یا حیوانی مثل کسی که از او سلول گرفتیم  تولید کنیم که اصطلاحا به اون کپی یا تکثیر نامحدود از انسان هم گفته می شود .

۲-  سه نوع شبیه سازی هست 
            الف -  یکی از اونها همون ساخت یک انسان به طور کامل وشبیه به انسان اوله که حدود سال ۲۰۰۰ در انگلیس دختر بچه ای که کپی یک مادر ۳۳ ساله بود متولد شد (البته الان تولید چنین انسان هایی ممنوع هست ).

           ب-  تولید قطعات یدکی مثل قلب یا کبد یا کلیه از همین طریق . یعنی رشد دادن یک سلول در آزمایشگاه و هدایت ژن ها به طوری که فقط عضو مخصوصی ساخته بشود (مقام معظم رهبری این نوع از تکثیر را نه تنها ممنوع نکرده بلکه تشویق هم کرده ودر ذیل استفتاء هم فرموده به شرطی که ساختن قطعات یدکی انسان به ساخت انسان منجر نشود جایز است .)

نتیجه گیری :

۱-  وقتی که یک سلول از انسان با قدرت بشر می تونه تبدیل به یک انسان شبیه انسانی بشه که از سلول های او گرفته شده پس اگر همه سلول های بدن ما هم جزو سلول های بدن دیگر شده باشه وفقط تنها یک سلول هم مانده باشه این قابلیت را داره که رشد کنه و دوباره بشود یک انسان .

۲- تازه سلول های بدن ما وقتی که به داخل بدن یک فرد دیگر می روند جزئی از بدن او می شوند نه کل . حالا اگر قیامت شد وسلو لهای بدن ما خواستند برگردند به بدن قبلی ، بدن دوم ناقص که نمی شود زیرا سلولهای ما در همه جای بدن او پخش شده نهایت این است که بدن دوم لاغر می شود و لاغر شدن با ناقص شدن خیلی فرق دارد وهیچ مشکلی هم نیست که انسانی برانگیخته شود ولی وزنش به جای ۷۰ کیلو حالا ۱۲ کیلو باشد .

به نظر شما اشکالی دارد و آیا خلاف معاد جسمانی هست ؟؟؟؟

 

بعدا نوشت :

یک مساله ای هم که در کلاس بعد از طرح مبحث شبیه سازی ایجاد شد این بود که ایا در انسانهایی که شبیه سازی می شوند همه چیز انها حتی تفکر واحساس آنها هم یکی است که در پاسخ گفتیم قطعا این طور نیست علتش هم اینه که روحی که در بدن فرد شبیه سازی شده دمیده می شود همان روحی نیست که در بدن فرد قبلی دمیده شده وروح دیگری است .

دیشب رفتم به کتابخونه کوچکم و کتابها رو نگاه می کردم کتاب تفسیر انسان به انسان( نظریه جدیدپیرامون معرفت شناسی انسان ) آیت الله جوادی آملی رو دیدم کتابی که بی نظیر هست ...در این کتاب مطلب جالبی بود که خیلی با این بحث مرتبط هست :

((فطرت انسان مانند کتاب تدوینی خدای سبحان ــــ قرآن ـــ معادل ندارد .یعنی همان طور که جن وانس جمع شوند وبخواهند مانند قرآن کلام وکتابی بیافرینند میسورشان نیست اگر همگان گرد هم آیند وبخواهند همانن ساختار فطرت بشر که حق بین ، حق جو و حق خواه بسازند مقدورشان نیست .مساله شبیه سازی نیز درباره جسم او است نه درباره روح ))*

جالب این بود که برخی از علمای سنی مذهب در بیان علت حرام بودن شبیه سازی گفته اند که چون خلقت از ان خداوند هست شبیه سازی یعنی دست بردن در خلقت خداوند .
یا گفته بودند که چون تنوع یکی از آثار خلقت خداوند است شبیه سازی که از بین بردن اثار خلقت  خداوندی است ممنوعه .

این دو دلیل واقعا دلایل خنده داری است . مگر نعوذبالله  نعوذبالله نعوذ بالله خدا دست وپا چلفتی است که با یک مساله ای به نام شبیه سازی کل خلقت از دستش در برود ویا دیگر نتواند تنوع ایجاد کند .

خدا در سوره مومنون بعد از این که مراتب خلقت انسان را نام می برد بعد از مرتبه ای که در آن به دمیده شدن روح اشاره دارد می فرماید : فتبارک الله احسن الخالقین

از کلمه خالقین استفاده می شود که خدا قدرت خلق رو به برخی دیگر تفویض می کنه مثلا حضرت عیسی (ع) از طین  کبوتر می سازه و به پرواز در می اورد **یا همین انسان با شبیه سازی یک انسان از لحاظ جسم دقیقا شبیه یک انسان دیگر خلق می کند ولی مرحله دمیده شدن روح فقط وفقط از آن خداست وبرای همین هم خداوند احسن الخالقین هست .

 

پی نوشت :

* تفسیر انسان به انسان صفحه ۳۸

**تفسیر نور ، محسن قرائتی ، ج۸ صفحه ۸۷

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 21:6  توسط حسین مولوی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

من به یک بازی دعوت شدم از طرف یک دوست  و روش این بازی هم اینه که باید کتاب فروشی های مورد علاقه ام رو بنویسم وبهشون نمره بدم . البته خود آرزو هم می دونه که در شهری مثل اراک با همه احترامی که به پیشینه فرهنگی اش  قائلم پیدا کردن کتاب فروشی که هم مورد علاقت باشه وهم جذاب برای خواننده و هم این که بتوانی یک نمره به اون در نظر بگیری خیلی مشکل هست ومن مجبورم که سری هم قم بزنم :

 

۱-کتابفروشی فرهنگ ، شاید اولین وتنها کتابفرشی بود در شازند  که برای منِ از روستا آمده به  این شهر کوچک  برای ادامه تحصیل  جذابیت داشت .هم تامین کننده لوازم التحریر آن سال های بچه ها وهم کتابهایی برای فروش .کتاب داستان یوسف وزلیخا را که شرحی از سوره یوسف بود رادر سال ۷۲ از آنجا خریدم وتقریبا در۴۰ دقیقه ای که منتظر ماشین بودم برای رفتن به ده کوثر، خواندمش .

یادش بخیر وقتی که آقای فخاری دبیر روانشناسی  دانشسرا از من پرسید که با مولوی بزرگ چه نسبتی داری ؟ ومن به شوخی گفتم : از اجداد من است . واوهم گیر داد که : پس کتاب مثنوی مولوی را به کلاس بیاور  من مجبور شدم کتاب مثنوی را از همین کتابفروشی  به قیمت ۶۰۰ تومان بخرم .اون موقع حقوق من در دانشسرای تربیت معلم ۱۸۰۰تومان ماهیانه بود البته معروف بود به کمک هزینه  تحصیلی.

آقای نوری  صاحب کتابفروشی فرهنگ با آن سر طاسش که با دوچرخه رفت وآمد می کردومن اون روزها اورا واقعا نماینده قشر آگاه و دانای شازند می دانستم چون کتاب فروشی داشت حالا آیا واقعا این طور بود یا نه نمیدانم. (نمره ۵/۱۸ و یک نمره هم به خاطر سرپا نگه داشتن اون در شهر کوچک شازند که با این حساب می شود ۵/۱۹)

 

۲- کتابفروشی عقلایی: دور میدان شهدا  (باغ ملی سابق که الان هم در میان عوام رایج است ) . پیرمردی که هر وقت داخل مغازه اش می شدم در حال مطالعه می دیدمش .مودب وصبور . او واقعا نماینده اهل فرهنگ بود . دوست دارم پشت ویترین مغازه اش به کتاب ها نگاه کنم . حتما یک قرآن با خط زیبا و با صفحه باز در این ویترین وجود داره . کتاب فروشی که تقریبا پاسخگوی همه سلیقه هاست . چند وقتی است که این پیرمرد را در مغازه نمی بینم . امیدوارم سالم باشد این مرد مودب وصبور . کتاب پیامبر ودیوانه ی جبران خلیل جبران را از او خریدم و البته چند کتاب دیگر را. (نمره ۵/۱۹ )

 

۳- پاساژ قدس قم : آه که چقدر لذت می برم گشتن در این کتابفروشی عظیم را هرچند نتوانم بخرم . بعید است به قم مشرف شوم وبه این کتابفروشی سر نزنم . نبض کتاب در این پاساژ می زنه . آخرین بار که رفتم قم یعنی آذر ۸۶ از انتشارات فقه وحقوق یک دوره کامل ترجمه نموداری  شرح لمعه نوشته دکتر عباس زراعت ودکتر حمید مسجد سرایی را گرفتم و اصول فقه مرحوم مظفر باز هم با ترجمه همون دو مترجم. چیزی حدود ۶۰۰۰۰هزارتومان . همکارهای من تعجب می کردند که یعنی به همین راحتی این مقدار هرینه کتاب و ما هم حسابی قیافه بچه درسخون ها رو گرفته بودیم .

وپیرمرد خوش اخلاقِ اصالتا عراقیِ اهل نجف فروشنده آن ،آقای کریمی همکار شوخ طبع من باب شوخی های زیادی را با او باز کرد و او هم متین و بزرگوار و خندان .

همه پاساژ قدس را دوست دارم . هرچه دارد اقلام فرهنگی است . نمره اش را احمد نظری بدهد بهتر است .

 

۴- بوستان کتاب قم . همون توضیحات ونمره ای که دوستم احمد نظری  عنایت کرده را  من هم تایید می کنم .

 

۵-کتاب فروشی اداره ناحیه یک . جنب ساختمان قدیم اداره آموزش وپرورش ناحیه یک . پاتوق خوبی برای کتاب هایی از نوع  معلم خوان . والبته اصلی ترین مرکز فروش کتاب ها ونوشته های علی فرخ مهر . مردی که دبیر ادبیات در اراک بود والان بعد از بازنشستگی هنوز هم قلم او روان تر وجوان تر  از گذشته می نویسد . بخوانید کتابهای : موفق ها ونا موفق ها ، دخترم گلبهار ، زیباترین دعوت  و ... اورا . عنایتی ویژه دارد به من . همیشه مشوق من در نوشتن بوده چه آن سالها که با نامه فقط می شناخت مرا وچه اکنون که گاه گداری به اداره می آید وساعت ها در اتاق به گفتگو می نشینیم .

آقای نبوی آموزگاری که سالها مسئول این کتابفروشی است ودیگر آموزگاری را فراموش کرده . حسنش نسیه بری است و این که وقتی که وقت دارم می روم داخل وهمه کتاب هایش را می بینم . این هم لذتی دارد  (نمره ۵/۱۸ با نیم نمره ارفاق به خاطر فروش نسیه و این که سال به سال تسویه می کنیم )

 

 

۶- کتابفروشی دهکده : همونی که آرزو توصیفش کرده فقط با این توضیح که در اراک حضور این کتابفروشی مبارک است انشائ الله . بزرگ بودن ، موضوعی بودن و این که خریدار بتواند به راحتی همه کتاب ها را ببیند و انتخاب کند از حسن های آن است . امیدوارم ورشکست نشود از دست این مردم کم کتاب خوان . دوست دارم این کتاب فروشی را نمره اش هم فعلا ۲۰ باشد اگر همین طوری ادامه بدهد.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 0:59  توسط حسین مولوی  |