تجدید چاپ سفر به دیار خدا

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

لبیک ...

لبیک اللهم لبیک ...

لبیک لاشریک لک لبیک...

خدا تو را سپاس  ، خدا یا تو را سپاس که با همه ی ناقابلی ام فرصت دادی تا دوباره سرود  لبیک بر لبانم جاری گردد ..

خدا یا تو را سپاس که با همه ی حقارتم به من عزت پوشیدن عزیزترین لباس را عطا کردی .

خدایا تو را سپاس که با همه ی کوچکی ام مقرر کردی  چون ذره ی حقیری بر گرد آفتاب کعبه ی تو  طواف کنم .

خدایا تو را سپاس که این بنده ی پر تقصیرت را میهمان شور شیرین و شکوه دلپذیر سعی صفا و مروه  کرده ای.

لبیک ...

لبیک ای خدای بزرگی که هر چه هست بزرگی توست

تو خود دعوت کرده ای پس بپذیر این میهمان کوچکت را که حقارتش به اندازه ی بزرگی توست .

 بر من عیبی نخواهد بود که دست خالی برگردم اما بر تو که خدای کریمی عیب است که بنده ی میهمانت را از سفره کرامتت دست خالی برگردانی .

خدایا شیرینی این دعوت را بر همه ی دوستان و برادران و خواهران عزیز بچشان و روزیشان  کن و نعمت محبت خویش را با قبولی عمره ی این بنده ی حقیر تمام کن.  

 

********

 

به لطف بی حد خداوند متعال روز شنبه ۲۷/۳/۱۳۹۱ مشرف به شریفترین جای عالم خواهم شد .  مطمئن باشید با همه ی ناقابلی ام  نایب الزیاره ی شما خواهم بود . از همه ی شما التماس دعای خیر دارم واز محضر همه حلالیت می طلبم .

 

 

تغییر نمایندگان ، تغییر مدیران ؛ یک معادله چند وجهی

بسم الله الرحمن الرحیم

با تغییر نمایندگان  بار دیگر بحث تغییر گسترده ی مدیران در فضای جامعه و فضای رسانه ای به اخبار روز و پر طرفدار تبدیل شده است . لازم به گفتن نیست که این رویه به یک رویه ی غیر قابل تغییر تبدیل شده و و این امر یکی از مطالبات جدی  هواردارن کاندیداهایی است که به مجلس راه پیدا کرده اند . نگاه همه جانبه به موضوع تغییر مدیران و این که آیا نمایندگان حق دخالت در عزل و نصب ها را دارند و آیا تغییر گسترده ی مدیران خوب است یا خیر مجال گسترده ای می طلبد که در این مقال نمی گنجد اما در این خصوص توجه به چند امر لازم و ضروری است :

وجه اول : بدون شک در قانون ، سه قوه از دخالت در امور یکدیگر منع شده اند و قوا علی رغم این که باید با یکدیگر تعامل داشته باشند نباید درامور همدیگر دخالت کنند .بدون شک فشار نمایندگان برای تغییر مدیران و یا تلاش آنان برای انتصاب افرادی خاص ( بدون توجه به شایسته سالاری و صرفا براساس نزدیکی به نماینده ) دخالت قوا در امور یکدیگر محسوب شده و این امر مورد پسند جامعه ی قانون مدار بویژه افرادی که خود قانون گزار هستند نخواهد بود .

وجه دوم : متاسفانه تن دادن مسئولان اجرایی کشور ( وزیر ، استاندار و مدیران کل ) به درخواست نمایندگان در تغییر مدیران، برای جلب نظر آنان ، به یک رویه ی ناپسند تبدیل شده و معمولا وزرا برای مصون ماندن از سؤال و استیضاح و استانداران و مدیران کل برای جلوگیری از فشار برای تغییر خودشان، درخواست های نمایندگان را برای ایجاد تغییرات اجابت می کنند و متاسفانه بخشی از این تغییرات هم با به کار گماری افرادی از جریان حامی نماینده خاتمه می یابد و کمتر به شایسته سالاری توجه می گردد .

 وجه سوم : یک نکته ی اساسی  همیشه در بحث تغییر مدیران نادیده انگاشته شده است و آن بحث ورود مدیران ادارات و فرمانداران به طرفداری های بی حد وحصر از کاندیدای خاص در انتخابات است . متاسفانه در گاهی مدیرانی را هستند که تمام قد ، از همه ی امکانات و فرصت ها برای رأی آوری کاندیدای مورد نظرشان استفاده می کنند و در کوبیدن رقیب از هیچ کوششی فروگذاری نمی کنند .  وقتی فرمانداری در طول مدت خدمت خود در شهرستانی ، فقط هدفش جلب رأی برای یک کاندیدا بوده  و از همه ی امکانات دولتی برای تبلیغ مستقیم وغیر مستقیم استفاده کرده و در سخنرانی ها و ملاقات ها یش مستقیم وغیر مستقیم به نفع یک شخص تبلیغ کرده آیا می تواند برای آن شهرستان که مردم کس دیگری را انتخاب کرده اند فرماندار محبوب و خوبی باشد؟ وقتی رئیس اداره ای در روز رأی گیری  در حال تبلیغ برای کاندیدای خاصی بوده است می تواند نماینده ی جدید را برای خدمت به مردم یاری کند ؟
متأسفانه برخی از مدیران در طول خدمتشان ، بیش از آن که در فکر جلب رضایت خدا و خلق خدا باشند و در اجرای سیاست ها رعایت سلسه مراتب را نمایند ، تمام هم وغمّشان جلب نظر نماینده بوده و در ایام انتخابات نیز تمام تلاش خویش را برای راهیابی کاندید مورد نظرشان به کار می گیرند که این امر زمینه ی تغییر خودشان را  - در صورتی که کاندید مورد نظرشان به مجلس راه نیابد -  فراهم می نماید .

وجه چهارم : نکته ی دیگر این که : یکی از علل رویگردانی مردم از نمایندگان قبلی و توجه به کاندیدای دیگر این است که آن نماینده و مسئولان اجرایی آن شهرستان نتوانسته اند خدمت رسانی شایسته ای داشته باشند و یا نتواسته اند با مردم به همزبانی مشترک دست یابند و به همین خاطر مشمول تغییر شده اند و از این رهگذر شاید به نماینده ی جدید بتوان حق داد که با رایزنی های خود زمینه ی تغییر مدیران را فراهم آورد . البته شاید بتوان تلاش برای تغییر مدیران را به عنوان یکی از اهرم های نماینده در اِعمال نظارت مطرح کرد .

وجه پنجم : ناگفته پیداست که نماینده ی جدید نیز نباید راه رفته شده توسط نماینده ی پیش از خود را بپیماید و کسانی را به مدیریت ادارات و فرمانداری ها برگزیند که صرفا در انتخابات او را یاری کرده اند و فقط فرمانبردار او هستند بلکه او باید زمینه ی انتصاب کسانی را برای مدیریت فراهم آورد که ضمن تعامل با نماینده ، برای جلب رضایت خدا و جلب نظر مردم کار شایسته و بایسته و کارشناسانه انجام دهند .

وجه ششم : نکته ی آخر این که فرمانداران و مدیرانی که به جای مدیران وفرمانداران سابق منصوب خواهند شد بدانند که عزت و ذلت دست خداست و طول دوره ی خدمت کوتاه . از آیینه ی عبرت گذشتگان چراغی برای راه آینده بر گیرید و مبادا شما نیز همچون گذشتگان همه ی فکر و ذکرتان راضی کردن یک شخص باشد . علاوه بر تعامل که توصیه ی همیشگی بزرگان دین است بر عهد خدمتگزاری بر مردم استوار باشید و بدانید که : ان تنصر الله ینصرکم ...

 

 

هــوای شهر ما

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

فــردا هــوای شهر ما آکنده از آوای یا زهراست
نور تبسم هایی از جنس بلور اندر افق پیداست  

 

۷/۳/۱۳۹۱


 

 

سوم خردادی ها

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دست نوشته مقام معظم رهبری بر کتاب نور الدین پسر ایران

 « این نیز یكی از زیباترین نقاشیهای صفحه‌ی پُركار و اعجاز گونه‌ی هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی، سنگ تمام گذاشته‌اند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرین‌زبانی كه از قریحه‌ی ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازك‌اندیشیِ نویسنده، به خوبی و پختگی در متن جا گرفته است، و نیز صراحت و جرأت راوی در بیان گوشه‌هائی كه عادتاً در بیان خاطره‌ها نگفته میماند، از ویژگیهای برجسته‌ی این كتاب است. تنها نقصی كه به نظر رسید نپرداختن به نقش فداكارانه‌ی همسری است كه تلخی‌ها و دشواریهای زندگی با رزمنده‌ئی یكدنده و مجروح و شلوغ را به جان خریده و داوطلبانه همراهی دشوار و البته پر اَجر با او را پذیرفته است.
ساعات خوش و با صفائی را در مقاطع پیش از خواب با این كتاب گذراندم والحمدلله۲۰/۱۰/۱۳۹۰ »


*********

نور الدین پسر ایران ، اسم با مسمای کتاب خاطرات سید نورالدین عافی . خدا می داند که با خواندن این کتاب که سر شار از جلوه های زیبای حس ایثار و فداکاری و عشق به میهن بود ، چه لذتی همراه با حسرت به من دست داد . حتما این کتاب را بخوانید . مخصوصا ما و شماهایی که جنگ را درک نکرده ایم .
هنوز چند دقیقه ای از خواندن آخرین صفحات این کتاب ۶۵۰ صفحه ای  نگذشته است که دارم این مطلب را به بهانه ی سوم خرداد می نویسم تا شما را دعوت کنم به ضیافت عاشقانه ی یک دلاور ؛ پسری شانزده ساله از اهالی روستای خنجان در حوالی تبریز در آذربایجان شرقی كه حضور در دفاع مقدس را در گردان‌های خط‌‌شكن لشكر 31 عاشورا به عنوان نیروی آزاد، غواص و فرمانده دسته و در جبهه‌های مختلف تجربه كرده و بارها مجروح شده است. نورالدین نزدیك به هشتاد ماه از دوران جنگ تحمیلی را علیرغم جراحات سنگین و شهادت برادر كوچك‌ترش سید صادق در برابر چشمانش در جبهه ماند و در عملیات‌های متعددی حضور داشت و جانباز هفتاد درصد دفاع مقدس است.