آرایش انتخاباتی فرهنگیان ، کار آمدی یا توهم کارآمدی ؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

حضور افراد وگروه ها از اقشار مختلف برای نامزدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی یکی از پدیده های جالب توجه در دوره های مختلف بوده است که همواره بر شور وشوق عمومی افزوده است . برای مقایسه ی درصد شرکت کنندگان از صنوف مختلف ، می توان آمار را از مبادی ذیربط اخذ و مقایسه کرد  که در این نوشته هدف ومجالی برای چنین مقایسه ای نیست .

با نگاهی به انتخابات ادوار مختلف مجلس معلوم می شود یکی از قشرهایی که در همه ی دوره ها احساس مسئولیت کرده و پای ثابت ثبت نام برای نامزدی بوده از قشرشریف فرهنگیان بوده است . با نیم  نگاهی به آمار ثبت نام کنندگان در شش حوزه ی انتخاباتی استان مرکزی برای نهمین دوره ی مجلس ، به نظر می رسد که در این دوره نیز در حدود بیست درصد کل شرکت کنندگان از جامعه ی فرهنگیان است  . البته  بالا رفتن شرط مدرک تحصیلی از کارشناسی به کارشناسی ارشد درقانون جدید انتخابات  ، باعث شد برخی دیگر از فرهنگیان که درصدد حضور در این عرصه بودند نتوانند ثبت نام کنند .

 سوابق شغلی فرهنگیان ثبت نام کننده  ، نشان می دهد  شرکت کنندگان در سمت های مختلف  آموزشی وپرورشی  ( آموزگار ، مدیر دبستان ، مربی پرورشی ، کارشناس اداره ، مدیر و یا دبیر راهنمایی و دبیرستان و کارشناس اداره ) مشغول خدمت هستند . البته  برخی از آنان در طول مدت خدمت حتی مدیریت در مدرسه را نیز تجربه نکرده اند و درمیان آنان معلم مدارس چند پایه ی روستایی نیز دیده می شود . تردیدی وجود ندارد که اکثریت ثبت نام کنندگان  علاوه بر برخورداری از حسن سابقه ،  در رشته های تخصصی خود نیز دارای عملکرد مطلوب هستند ؛ اما به نظر می رسد برای نمایندگی مردم شریف این استان صرفا تخصص در حوزه ی آموزش کافی نباشد و برای این عرصه تجربه ی مدیریتی نیز از شرایط لازم بری یک کاندیدا است .

البته در میان آنان تعداد انگشت شماری نیز وجود دارند که دارای  تجربه های مدیریتی می باشند و یا از فرهنگیانی هستند که بخشی از خدمت خود را در ارگان ها ونهادهای دیگر (مانند فرمانداری ها و بخشداری ها و...)  سپری کرده اند .

استعفای برخی از آنان  از پست های مدیریتی تا تیرماه سال جاری می تواند نشانه ی این باشد که آنان دارای سطحی از مدیریت بوده اند که مورد توجه قانون گزار بوده  و ادامه ی خدمت آنان در چنین پستی شائبه ی تبلیغ را فراهم می آورده است اما  اکثریت نامزدهای فرهنگی فاقد چنین سابقه ای در مدیریت های اجرایی کلان بوده  و در مدارس در سمت های مدیر ، آموزگار و دبیر استغال داشته اند و برخی نیز در ادارات به عنوان کارشناس فعالیت می کرده اند .

از سوی دیگر در بررسی های انجام گرفته از سوابق منتخبین مردم در هشت دوره ی گذشته چنین استنباط می شود که علی رغم تعداد فراوان کاندیداهای فرهنگی ، آنان نتوانسته اند توجه واقبال مردم را به خود و برنامه های خودشان جلب کنند و تعداد معدودی از فرهنگیان هم که موفق به راه یابی به مجلس شده اند در چند دوره ی اول مجلس شورای اسلامی بوده است و اقبال مردم در آن دوره ها  نیز ناشی از آن بوده که نامزدها علاوه بر صیغه ی فرهنگی از صبغه های دیگری نیز بهره مند بوده اند .

در چند دوره ی اخیر به علت تشتت نامزدها در جامعه فرهنگیان  - علی رغم این که فرهنگیان گسترده ترین تشکل صنفی را دارا هستند  و از ابزار تبلیغ چهره به چهره برخوردار می باشند - نتوانسته اند اجماعی را برای حمایت از کاندیداهای فرهنگی فراهم آورند و همین امر موجب تحلیل پتانسیل فرهنگیان شده و آنان با مشاهده ی این  تشتت ، ترجیح داده اند گزینه هایی غیر از فرهنگیان را برگزینند .

متاسفانه توهم کارایی در این دسته از نامزدها ، باعث شده افراد با کمترین و جزئی ترین سابقه ی مدیریتی اقدام به ثبت نام برای انتخابات نمایند که ضمن ایجاد تشتت در همگرایی فرهنگیان ، موجب رأی آوری کم و ضربه به اعتماد عمومی مردم نسبت به جامعه ی فرهنگیان شده است و به همین دلیل در دوره های اخیر مردم حضور فرهنگیان در عرصه ی انتخابات را خیلی جدی نگرفته اند . البته این توهم تنها ویژه ی فرهنگیان نیست ودر قشرهای دیگر نیز دیده می شود .

به نظر نگارنده – چون خود از فرهنگیان است -   چنان چه  انگیزه ی کاندیداهای فرهنگی از حضور در انتخابات ، توجه و خدمت به قشر فرهنگی و کمک به آموزش و پرورش برای ارتقای جایگاه فرهنگ و آموزش بوده باشد ، می توانسته اند با تدوین شاخص هایی ، همگرایی میان خود را افزایش داده و ضمن همپوشانی ، زمینه ی استفاده از پتانسیل فرهنگیان را برای انتخاب نماینده ای از میان خودشان فراهم آورند .

نکته ای که در دوره های اخیر مورد غفلت  نامزدهای فرهنگی قرار گرفته این است که  رقبایشان در عرصه ی انتخابات ، رقبای سنتی ادوار اول مجلس نیستند بلکه کسانی در این عرصه وارد می شوند که هم از حیث مدرک تحصیلی و هم از حیث سوابق اجرایی کلان ، نسبت به گذشته رشد چشم گیر داشته اند  . اگر با  نگاهی مقایسه ای  به مدرک و سوابق اجرایی نامزدها در دوره های اخیر توجه شود این نکته قابل قبول و قابل توجه خواهد بود.

با توجه به افزایش آگاهی های مردم از طریق رسانه های عمومی و توجه آنان  به جایگاه تخصصی نمایندگی از یک سو و به کارگیری ابزارهای مختلف تبلیغی توسط کاندیداها از سوی دیگر ، عرصه ی انتخابات را به عرصه ی رقابت نفس گیر تبدیل کرده است . اگر چنانچه تبلیغات پر هزینه را هم به گزینه های بالا برای رای آوری اضافه کنیم در این بازی هم فرهنگیان شرکت کننده در مواجهه با رقبا دست آورد زیادی نخواهند داشت .

با توجه به موارد فوق به نظر می رسد  باید فرهنگیان  در مواجهه با این رویداد ، مدبرانه و عالمانه حضور یابند و سرمایه ی اعتماد گرانسنگ  مردم به قشر فرهنگیان را به دست خود به تاراج بی اعتمادی ندهند و کسانی که سلایق سیاسی نزدیکتری به هم دارند می بایست همگرایی را در میان خودشان افزایش داده و با استفاده از شاخص های مرسوم افرادی که می توانند در عرصه ی رقابت حرفی برای گفتن داشته باشند را حمایت نمایند . در پایان موفقیت همه ی دلسوزان  نظام سربلند اسلامی را از خداوند خواهانیم .

 

باز نشر این نوشته در سایت مرکزی دیلی

 

 

تغییر نمایندگان ، تغییر مدیران ؛ یک معادله چند وجهی

بسم الله الرحمن الرحیم

با تغییر نمایندگان  بار دیگر بحث تغییر گسترده ی مدیران در فضای جامعه و فضای رسانه ای به اخبار روز و پر طرفدار تبدیل شده است . لازم به گفتن نیست که این رویه به یک رویه ی غیر قابل تغییر تبدیل شده و و این امر یکی از مطالبات جدی  هواردارن کاندیداهایی است که به مجلس راه پیدا کرده اند . نگاه همه جانبه به موضوع تغییر مدیران و این که آیا نمایندگان حق دخالت در عزل و نصب ها را دارند و آیا تغییر گسترده ی مدیران خوب است یا خیر مجال گسترده ای می طلبد که در این مقال نمی گنجد اما در این خصوص توجه به چند امر لازم و ضروری است :

وجه اول : بدون شک در قانون ، سه قوه از دخالت در امور یکدیگر منع شده اند و قوا علی رغم این که باید با یکدیگر تعامل داشته باشند نباید درامور همدیگر دخالت کنند .بدون شک فشار نمایندگان برای تغییر مدیران و یا تلاش آنان برای انتصاب افرادی خاص ( بدون توجه به شایسته سالاری و صرفا براساس نزدیکی به نماینده ) دخالت قوا در امور یکدیگر محسوب شده و این امر مورد پسند جامعه ی قانون مدار بویژه افرادی که خود قانون گزار هستند نخواهد بود .

وجه دوم : متاسفانه تن دادن مسئولان اجرایی کشور ( وزیر ، استاندار و مدیران کل ) به درخواست نمایندگان در تغییر مدیران، برای جلب نظر آنان ، به یک رویه ی ناپسند تبدیل شده و معمولا وزرا برای مصون ماندن از سؤال و استیضاح و استانداران و مدیران کل برای جلوگیری از فشار برای تغییر خودشان، درخواست های نمایندگان را برای ایجاد تغییرات اجابت می کنند و متاسفانه بخشی از این تغییرات هم با به کار گماری افرادی از جریان حامی نماینده خاتمه می یابد و کمتر به شایسته سالاری توجه می گردد .

 وجه سوم : یک نکته ی اساسی  همیشه در بحث تغییر مدیران نادیده انگاشته شده است و آن بحث ورود مدیران ادارات و فرمانداران به طرفداری های بی حد وحصر از کاندیدای خاص در انتخابات است . متاسفانه در گاهی مدیرانی را هستند که تمام قد ، از همه ی امکانات و فرصت ها برای رأی آوری کاندیدای مورد نظرشان استفاده می کنند و در کوبیدن رقیب از هیچ کوششی فروگذاری نمی کنند .  وقتی فرمانداری در طول مدت خدمت خود در شهرستانی ، فقط هدفش جلب رأی برای یک کاندیدا بوده  و از همه ی امکانات دولتی برای تبلیغ مستقیم وغیر مستقیم استفاده کرده و در سخنرانی ها و ملاقات ها یش مستقیم وغیر مستقیم به نفع یک شخص تبلیغ کرده آیا می تواند برای آن شهرستان که مردم کس دیگری را انتخاب کرده اند فرماندار محبوب و خوبی باشد؟ وقتی رئیس اداره ای در روز رأی گیری  در حال تبلیغ برای کاندیدای خاصی بوده است می تواند نماینده ی جدید را برای خدمت به مردم یاری کند ؟
متأسفانه برخی از مدیران در طول خدمتشان ، بیش از آن که در فکر جلب رضایت خدا و خلق خدا باشند و در اجرای سیاست ها رعایت سلسه مراتب را نمایند ، تمام هم وغمّشان جلب نظر نماینده بوده و در ایام انتخابات نیز تمام تلاش خویش را برای راهیابی کاندید مورد نظرشان به کار می گیرند که این امر زمینه ی تغییر خودشان را  - در صورتی که کاندید مورد نظرشان به مجلس راه نیابد -  فراهم می نماید .

وجه چهارم : نکته ی دیگر این که : یکی از علل رویگردانی مردم از نمایندگان قبلی و توجه به کاندیدای دیگر این است که آن نماینده و مسئولان اجرایی آن شهرستان نتوانسته اند خدمت رسانی شایسته ای داشته باشند و یا نتواسته اند با مردم به همزبانی مشترک دست یابند و به همین خاطر مشمول تغییر شده اند و از این رهگذر شاید به نماینده ی جدید بتوان حق داد که با رایزنی های خود زمینه ی تغییر مدیران را فراهم آورد . البته شاید بتوان تلاش برای تغییر مدیران را به عنوان یکی از اهرم های نماینده در اِعمال نظارت مطرح کرد .

وجه پنجم : ناگفته پیداست که نماینده ی جدید نیز نباید راه رفته شده توسط نماینده ی پیش از خود را بپیماید و کسانی را به مدیریت ادارات و فرمانداری ها برگزیند که صرفا در انتخابات او را یاری کرده اند و فقط فرمانبردار او هستند بلکه او باید زمینه ی انتصاب کسانی را برای مدیریت فراهم آورد که ضمن تعامل با نماینده ، برای جلب رضایت خدا و جلب نظر مردم کار شایسته و بایسته و کارشناسانه انجام دهند .

وجه ششم : نکته ی آخر این که فرمانداران و مدیرانی که به جای مدیران وفرمانداران سابق منصوب خواهند شد بدانند که عزت و ذلت دست خداست و طول دوره ی خدمت کوتاه . از آیینه ی عبرت گذشتگان چراغی برای راه آینده بر گیرید و مبادا شما نیز همچون گذشتگان همه ی فکر و ذکرتان راضی کردن یک شخص باشد . علاوه بر تعامل که توصیه ی همیشگی بزرگان دین است بر عهد خدمتگزاری بر مردم استوار باشید و بدانید که : ان تنصر الله ینصرکم ...

 

 

تریبون ...

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

نکته ی اول : هرچند شدیدا معتقدم که همدلی بیش از همزبانی تأثیر خواهد داشت و در آخر کسی برنده ی این حماسه سیاسی است که بتواند دل های مردم را با خویش همراه کند اما تعجب می کنم از این آدم های بزرگ که قرار است سخنگوی ملت بزرگ ایران هم باشند در جهان . لازمه ی سخنگوی خوب بودن ، «سخن خوب » گفتن و « خوب سخن » گفتن است . متاسفانه در میان نامزدها کسی که فن بیان و سخنوری داشته باشد نمی بینیم . یک سیاستمدار باید حداقل هایی از سخنرانی و فنون مناظره و مذاکره را بلد باشد . مخصوصا سیاستمداران که نیمی از وقتشان به سخنرانی خواهد گذشت . حداقل حسنش این است که اگر در زمان سخنرانی از فکر کردن و کار کردن متوقف شده اند بتوانند مستمعین خویش را به فیضی نایل آورند . این هم خودش طرفه غنیمتی است . فن بیان آنقدر مهم است که از قرن های پیش از میلاد مسیح در میان فلاسفه و بعدها در میان متکلمان جایگاه ویژه داشته است وکتاب های فراوانی در این زمینه نگاشته شده و چه بسیار کسانی که با استفاده بجا از فنون بیان توانسته اند ایده های خود را جهانی و ماندگار کنند .امام علی علیه السلام یک نمونه از سیاستمداران تاریخ است که آنچه باعث شده سخنان او ثبت در تاریخ شود فصاحت و بلاغت او در گفتار بوده است و سید رضی - جمع آوری کننده نهج البلاغه - در مقدمه بدین نکته اذعان دارد.


نکته ی دوم : نکته ی دوم :ضعف در ارائه برنامه ها و راهکارها را هم باید به این مطلب اضافه کنم . برنامه ها و سخنان نامزدهای جوری است که اگر ایده ها وحرف های هر کدام را  -  بی آنکه اسمی از  صاحب برنامه  برده شود - عرضه گردد مخاطبان تشخیص نخواهند داد که این برنامه از کدام نامزد است . یک سری شعار و سیاه نمایی از وضعیت موجود و ارائه تصویر یک ملتی که در پرتگاه سقوط است شاه بیت سخنان اکثریت نامزدهاست . اغلب می کوشند وضعیت کنونی مردم وکشور را فلاکت بار نشان دهند و همه ی آنچه را که دشمنان نظام -  از طریق بنگاه های سخن پراکنی - در باره ی ناکارآمدی نظام وانقلاب تبلیغ می کنند را از صدا وسیمای خودمان فریاد بزنند . جالب این که اکثریت آنان در چند سال اخیر دارای سمت های بزرگی در نظام بوده اند اقلیتی هم وجود دارد که یا کمی  با برنامه اند و یا کمی منصف .


نکته ی سوم : حالا چرا مناظره ها بی روح است ؟  حتمال یکی دلایلش این است که در ارائه برنامه ها هیچ تفاوتی نیست که رقیب بتواند آن را نقد کند و اگر هم جایی می بینید که جذابیت کاذبی بوجود می آید همانجایی است که در روش آن در مناظرات ۸۸ آغاز شد . یعنی مچ گیری و اتهام افکنی بدون حضور شخصی که به او تهمت زده می شود . سیاه نمایی و انداختن توپ به زمین کسی که در آنجا نیست . مقام معظم رهبری شاخص را به نامزدها دادند که « اگر در خانه کس است یک حرف بس » خواهد بود.


نکته ی چهارم : دو خصیصه منفی اخلاقی که در نطق اکثر نامزدها مشاهده می شود یکی خودستایی  بیش از اندازه است و دیگری « عطش » برای نشاندن خود در جایگاه ریاست جمهوری  است .
 اغلب نامزدها بسیار از خودشان  تعریف می کنند و به قول معروف خیلی خودشان را تحویل می گیرند . این درحالی است که خودستایی در اسلام از ویژگی های مذموم  برای یک انسان بر شمرده شده و اگر کسی مسئولیت دارد و یا در معرض مسئولیت بزرگتری است باید بیش از دیگران به فضیلت خودستایی نکردن آراسته باشد  تا وقتی که در مسئولیت قرار گرفت تعریف دیگران او را خوش نیاید . شاید گفته شود این از ویژگی های تبلیغات است اما اگر قرار  است کسی رئیس جمهور ملتی بزرگ و بر محور  شریعت اسلام باشد بدون شک باید بری از خود تعریفی و خود ستایی و خوشنودی از خود  باشد .
و ضعف دیگر عطش برای نشاندن خود بر مسند دولت است . ذکر مرتب  این نکته است که « اگر من رئیس جمهور بشوم » ، « اگر من توفیق خدمت در ریاست جمهوری را داشته باشم » ، « دولتی که من ایجاد خواهم کرد »  « دولت من...»  ناشی از عطش فرد برای احراز چنین سمتی است و تکرار این حرف ها از وزانت شخص می کاهد.  در حالی که این افراد هم اکنون جایگاه کمی در نظام ندارند و عرصه ی انتخابات عرصه ی ارائه خود نیست بلکه عرصه ای برای ارائه برنامه است و بعد از ارائه برنامه و انتخاب توسط مردم فرد می تواند از دولتی سخن بگوید که حالا دولت اوست . البته این افراد که انصافا آدم های بزرگی - هر کس در حد و قواره ی خودش  و همه قابل احترام - هستند و هر کدام دارای ویژگی های مثبت و شایسته ی فراوانی هیتند و « اثبات شی نفی ما عدا » نمی کند .


نکته ی پنجم  : ....شما بفرمایید

 

پیمودن صراط مستقیم بصیرت می خواهد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رویش های انقلاب 

پيام تسليت حماسي رهبر معظم انقلاب براي مصطفاي شهيد و دانشمند؛

شرط مصطفی برای ازدواج

 

 

 

 

 ************************************************************

قطره دریاست اگر با دریاست 

سردار بيدار شو! کنار فرزند داريوش همايون ايستاده‌اي

عمري سر سفره رهبري و انقلاب نشستي و حق نمك را ندانستي

 درمان درد سفاهت چیست ؟

"رشيدي مطلق"‌هاي عصر امام خامنه‌اي

 

 قیام ۱۹ دی از نگاهی دیگر

 

بعدا نوشت  :

مقاله ی اقای علایی که در نوزدهم دی ماه سال ۹۰ و درست در روزنامه ای که در نوزدهم دی ماه ۱۳۵۶ مقاله ی احمد رشیدی مطلق را چاپ کرد دل بسیاری از دلسوزان نظام را به درد آورد و ضمن آب به آسیاب دشمن ریختن ، باعث ذوق زدگی آنان را فراهم آورد . اگر همه ی محتوای این مقاله را حمل بر صحت کنیم و با این دیده بنگریم که غرضی نبوده است همین اندازه بی بصیرتی از سرداری که سرباز امام بوده است بعید بود .خواندن این مطلب دز این خصوص جالب است : سرمقاله کیهان به قلم حسین شریعتمداری

 واکنش های مقتدرانه ی ولایت مداران در روز اربعین و حضور هیات های سینه زنی در جلوی درب خانه ی آقای علایی و نامه نگاری سرداران دفاع مقدس و موضع گیری مردم در سایت های مختلف وروزنامه های مختلف آقای علایی را بر آن داشت تا اصلاحیه ای را به مطبوعات بفرستد که این اصلاحیه به گونه ای نوشته شده بود که نتوانست ابهام ها را بر طرف کند .

روز دوشنبه عده ای از سرداران دفاع مقدس با حسین علایی دیدار کردند که مشروح این دیدار در صفحه ۱۴ روزنامه کیهان آمده است . با توجه به نتیجه جلسه و اصلاحیه ای که وی مجددا در روز سه شنبه صادر کرده ودر آن ضمن عذرخواهی بر ولایت مداری خود تاکید کرده است  

 این جانب لازم دیدم عنوان این نوشته را که رویش ها و ریز ش ها بود را تغییر دهم . امید وارم خداوند همه ی مارا در صراط مستقیم ولایت مداری ثابت قدم بدارد

 

اهالی قبیله ایمان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

با شما هستم !؟

بله با شما .

شما از اهالی کدام قبیله اید که همیشه ی روزگار در بلندای تاریخ ایستاده اید ولحظه ای هم نمی خواهید از آن پایین بیایید .

با شما هستم که در افق طلوع خورشید چشم انتظار سحرمانده اید وخسته نشده اید .

با شما هستم که همیشه  پای عزت انسانیتِ انسان مانده اید حتی اگر به قیمت جانتان تمام شده باشد .

شما را می گویم که از اول با غیرت بودید، حتی آن زمانی که اسلام نیاورده بودید .

شما را می گویم که دروازه های دلتان را با کمال اشتیاق بر اسلام که نه ، بر ایمان گشودید و ولطافت ایمان دلهایتان را صیقل داد وجانهایتان نورانی شد .

با شما هستم ... 

به گمانم شما  از تبار سلمانید . از قبیله  آن مردی که در زمره اهل بیت (ع) شد . او که  در مسابقه ی ولایت  مداری گوی سبقت را از عمار و ابوذر ربوده بود .

شما که هر روز از بلندای ماذنه ی دماوندتان اذان ولایت سر می دهید و به نماز امامت اقتدا می کنید .

با شما هستم .

 ای زینت وعزت انسانیت انسان ها در این شلم شوربای دموکراسی و حقوق بشر .

خوش به حالتان که چه قامتی برافراشته اید برای برداشتن پرچم توحید .

خوش به سعادتان .

کاش سلمان فارسی بود و می دید که اهالی قبیله ی ایمان چگونه مایه ی عزت و غرور اهل بیت (ع) شده اند و سخن پیامبر (ص) را به کرسی عزت نشانده اند .

کاش سلمان بود و می دید شما را اگر چه در غدیر نبوده اید اما چه قدر غدیری مانده اید .

کاش حضرت عباس (ع) بود و می دید چگونه شما  ۱۳۰۰ سال است علم  او  را بر  داشته اید و بر سر  یزیدیان می کوبید .

عجب انسان هایی هستید ...

خسته نشده اید ؟!

احساس غربت نمی کنید ؟!

تحریم هم که می شوید صدایتان در نمی آید ؟! 

هر چه قدر قطعنامه صادر می کنند شما تیز تر می شوید و آرمان گراتر.

 هر چه قدر حلقه ی دورتان را تنگ تر می کنند صدایتان فراتر می رود .

گوش کنید اکنون صدای شما از حلقوم ملت بحرین ، مصر و لیبی و تونس و اردن شنیده می شود . از دست شیوخ عرب هم کاری ساخته نیست

 صدای مرگ بر آمریکاهای شما کار خودش را کرده و جنبش وال استریت جان آمریکا را بر لب رسانده

 شما همیشه شیرین کار بوده اید اما  آخرین شیرین کاریتان واقعا معرکه بود

۹ دی را می گویم .

 مگر شما کار وزندگی ندارید ؟!

مگر می شود باور کرد که این همه انسان در یک روز ، بدون دعوت پیامبرشان ، به خیابان ها آمده باشد تا جای خالی خودشان را در غدیر پر کنند ؟!

باید به آن مترسک بی بی سی (نوری زاده ) حق داد که این همه انسان را از بالا به شکل درخت دیده باشد ؟!

چه می شود کرد با شما ؟!!!

شما که ندای جاری در زمانه ی  "  هل من ناصر ینصرنی " حسین (ع) را همیشه لبیگ گفته اید .

نمی دانم اگر در روز عاشورا در کربلا بودید چه می کردید ؟!

شما که با حرمت شکنان روز عاشورا چنین معامله کردید با حرمت شکنان حرم حضرت ابا عبد الله  (ع) چه می کردید ؟

حقا که شما ، شمایید و شما یعنی شرافت و بصیرت و غیرت .

کاش دشمنانتان شما را می شناختند !

کاش دشمنانتان اینقدر احمق نبودند !

کاش دشمنانتان در قواره ی شما بودند .

 حیف است از قد و قواره ی رشید شما که صرف مبارزه با دشمنانی چنین حقیر بشود !

برای مظلومیت شما همین بس که چنین دشمنان زبونی دارید .

جاودانه بمانید ای ولایتمداران سرزمین ایمان .

 

پی نوشت:

اهالی قبیله ی ایمان در پایگاه خبری تحلیلی استان مرکزی