آرایش انتخاباتی فرهنگیان ، کار آمدی یا توهم کارآمدی ؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور افراد وگروه ها از اقشار مختلف برای نامزدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی یکی از پدیده های جالب توجه در دوره های مختلف بوده است که همواره بر شور وشوق عمومی افزوده است . برای مقایسه ی درصد شرکت کنندگان از صنوف مختلف ، می توان آمار را از مبادی ذیربط اخذ و مقایسه کرد که در این نوشته هدف ومجالی برای چنین مقایسه ای نیست .
با نگاهی به انتخابات ادوار مختلف مجلس معلوم می شود یکی از قشرهایی که در همه ی دوره ها احساس مسئولیت کرده و پای ثابت ثبت نام برای نامزدی بوده از قشرشریف فرهنگیان بوده است . با نیم نگاهی به آمار ثبت نام کنندگان در شش حوزه ی انتخاباتی استان مرکزی برای نهمین دوره ی مجلس ، به نظر می رسد که در این دوره نیز در حدود بیست درصد کل شرکت کنندگان از جامعه ی فرهنگیان است . البته بالا رفتن شرط مدرک تحصیلی از کارشناسی به کارشناسی ارشد درقانون جدید انتخابات ، باعث شد برخی دیگر از فرهنگیان که درصدد حضور در این عرصه بودند نتوانند ثبت نام کنند .
سوابق شغلی فرهنگیان ثبت نام کننده ، نشان می دهد شرکت کنندگان در سمت های مختلف آموزشی وپرورشی ( آموزگار ، مدیر دبستان ، مربی پرورشی ، کارشناس اداره ، مدیر و یا دبیر راهنمایی و دبیرستان و کارشناس اداره ) مشغول خدمت هستند . البته برخی از آنان در طول مدت خدمت حتی مدیریت در مدرسه را نیز تجربه نکرده اند و درمیان آنان معلم مدارس چند پایه ی روستایی نیز دیده می شود . تردیدی وجود ندارد که اکثریت ثبت نام کنندگان علاوه بر برخورداری از حسن سابقه ، در رشته های تخصصی خود نیز دارای عملکرد مطلوب هستند ؛ اما به نظر می رسد برای نمایندگی مردم شریف این استان صرفا تخصص در حوزه ی آموزش کافی نباشد و برای این عرصه تجربه ی مدیریتی نیز از شرایط لازم بری یک کاندیدا است .
البته در میان آنان تعداد انگشت شماری نیز وجود دارند که دارای تجربه های مدیریتی می باشند و یا از فرهنگیانی هستند که بخشی از خدمت خود را در ارگان ها ونهادهای دیگر (مانند فرمانداری ها و بخشداری ها و...) سپری کرده اند .
استعفای برخی از آنان از پست های مدیریتی تا تیرماه سال جاری می تواند نشانه ی این باشد که آنان دارای سطحی از مدیریت بوده اند که مورد توجه قانون گزار بوده و ادامه ی خدمت آنان در چنین پستی شائبه ی تبلیغ را فراهم می آورده است اما اکثریت نامزدهای فرهنگی فاقد چنین سابقه ای در مدیریت های اجرایی کلان بوده و در مدارس در سمت های مدیر ، آموزگار و دبیر استغال داشته اند و برخی نیز در ادارات به عنوان کارشناس فعالیت می کرده اند .
از سوی دیگر در بررسی های انجام گرفته از سوابق منتخبین مردم در هشت دوره ی گذشته چنین استنباط می شود که علی رغم تعداد فراوان کاندیداهای فرهنگی ، آنان نتوانسته اند توجه واقبال مردم را به خود و برنامه های خودشان جلب کنند و تعداد معدودی از فرهنگیان هم که موفق به راه یابی به مجلس شده اند در چند دوره ی اول مجلس شورای اسلامی بوده است و اقبال مردم در آن دوره ها نیز ناشی از آن بوده که نامزدها علاوه بر صیغه ی فرهنگی از صبغه های دیگری نیز بهره مند بوده اند .
در چند دوره ی اخیر به علت تشتت نامزدها در جامعه فرهنگیان - علی رغم این که فرهنگیان گسترده ترین تشکل صنفی را دارا هستند و از ابزار تبلیغ چهره به چهره برخوردار می باشند - نتوانسته اند اجماعی را برای حمایت از کاندیداهای فرهنگی فراهم آورند و همین امر موجب تحلیل پتانسیل فرهنگیان شده و آنان با مشاهده ی این تشتت ، ترجیح داده اند گزینه هایی غیر از فرهنگیان را برگزینند .
متاسفانه توهم کارایی در این دسته از نامزدها ، باعث شده افراد با کمترین و جزئی ترین سابقه ی مدیریتی اقدام به ثبت نام برای انتخابات نمایند که ضمن ایجاد تشتت در همگرایی فرهنگیان ، موجب رأی آوری کم و ضربه به اعتماد عمومی مردم نسبت به جامعه ی فرهنگیان شده است و به همین دلیل در دوره های اخیر مردم حضور فرهنگیان در عرصه ی انتخابات را خیلی جدی نگرفته اند . البته این توهم تنها ویژه ی فرهنگیان نیست ودر قشرهای دیگر نیز دیده می شود .
به نظر نگارنده – چون خود از فرهنگیان است - چنان چه انگیزه ی کاندیداهای فرهنگی از حضور در انتخابات ، توجه و خدمت به قشر فرهنگی و کمک به آموزش و پرورش برای ارتقای جایگاه فرهنگ و آموزش بوده باشد ، می توانسته اند با تدوین شاخص هایی ، همگرایی میان خود را افزایش داده و ضمن همپوشانی ، زمینه ی استفاده از پتانسیل فرهنگیان را برای انتخاب نماینده ای از میان خودشان فراهم آورند .
نکته ای که در دوره های اخیر مورد غفلت نامزدهای فرهنگی قرار گرفته این است که رقبایشان در عرصه ی انتخابات ، رقبای سنتی ادوار اول مجلس نیستند بلکه کسانی در این عرصه وارد می شوند که هم از حیث مدرک تحصیلی و هم از حیث سوابق اجرایی کلان ، نسبت به گذشته رشد چشم گیر داشته اند . اگر با نگاهی مقایسه ای به مدرک و سوابق اجرایی نامزدها در دوره های اخیر توجه شود این نکته قابل قبول و قابل توجه خواهد بود.
با توجه به افزایش آگاهی های مردم از طریق رسانه های عمومی و توجه آنان به جایگاه تخصصی نمایندگی از یک سو و به کارگیری ابزارهای مختلف تبلیغی توسط کاندیداها از سوی دیگر ، عرصه ی انتخابات را به عرصه ی رقابت نفس گیر تبدیل کرده است . اگر چنانچه تبلیغات پر هزینه را هم به گزینه های بالا برای رای آوری اضافه کنیم در این بازی هم فرهنگیان شرکت کننده در مواجهه با رقبا دست آورد زیادی نخواهند داشت .
با توجه به موارد فوق به نظر می رسد باید فرهنگیان در مواجهه با این رویداد ، مدبرانه و عالمانه حضور یابند و سرمایه ی اعتماد گرانسنگ مردم به قشر فرهنگیان را به دست خود به تاراج بی اعتمادی ندهند و کسانی که سلایق سیاسی نزدیکتری به هم دارند می بایست همگرایی را در میان خودشان افزایش داده و با استفاده از شاخص های مرسوم افرادی که می توانند در عرصه ی رقابت حرفی برای گفتن داشته باشند را حمایت نمایند . در پایان موفقیت همه ی دلسوزان نظام سربلند اسلامی را از خداوند خواهانیم .
باز نشر این نوشته در سایت مرکزی دیلی
بسم الله الرحمن الرحیم