اخلاق کارگزاران از نگاه امام علی (ع)
1- تقواي الهي
«امره بتقوي الله، و ايثار طاعته، و اتباع ما آمر به في كتابه. من فرائضه و سننه، التي لا يسعد الا باتباعها و لا يشقي الا مع جحودها و اضاعتها و ان ينصرالله سبحانه بقلبه و يده و لسانه، فانه- جل اسمه- قد تكفل بنصر من نصره و اعزاز من اعزّه.»
او را به ترس از خدا و برگزيدن طاعت او بر همه امور و پيروي از واجبات و مستحباتي كه در كتاب خود بدان فرمان داده است، امر مي كنم كه كسي جز به پيروي از آنها به سعادت نرسيد و جز با انكار و ترك آنها به شقاوت در نيفتاد و بايد كه خداي سبحان را با دل و دست و زبان خود ياري نمايد كه خداي- جل اسمه- ياري كردن هر كس را كه ياري اش كند و عزيز داشتن هر كس را كه عزيزش دارد برعهده گرفته است.»
امام علي(ع) در ابتداي عهدنامه خود به مالك اشتر به مهم ترين وصف كارگزاران كه همانا تقوا است اشاره مي كند و مالك را به «تقواي الهي» امر مي كند. نكته ظريف اين جاست كه امام مالك را سفارش به تقوا نمي كند بلكه او را امر به تقوا مي نمايد. زيرا اگر عنان تقوا از دست كارگزار رها شود، دين و دنياي رعيتش را به باد فنا خواهد داد. امام خميني(ره) هم در باب تقوي و تقواي كارگزاران سخناني زيبا ايراد فرموده است:
«تقوا بر همه لازم است و براي كساني كه متصدي امور هستند لازم تر است، آنهايي كه متصدي امور نيستند تقوا يك امري است براي شخص خودشان و احياناً هم براي يك عده اي كه با او تماس دارند مؤثر است و خلاف تقوا براي شخص خود آن آدم و براي اشخاصي كه با او معاشر هستند گاهي سرايت ميكند و مؤثر مي شود، اما متصديان امور بر حسب تصدي كه دارند اگر خداي نخواسته تقوا نداشته باشند... اين همه به كشور سرايت ميكند، همه كشور را خداي نخواسته يك وقت به باد مي دهد و لهذا براي آنها اهميت تقوا بيشتر است تا براي اشخاص...»
2- مهار نفس
«و امره أن يكسر نفسه عندالشهوات و يضعها عند الجمحات، فان النفس اماره بالسوء الا مارحم الله.
و او را فرمان مي دهد كه زمام نفس خويش را در برابر شهوت ها به دست گيرد و از سركشي هايش باز دارد، زيرا نفس همواره به بدي فرمان مي دهد، مگر آن كه خداوند رحمت خويش را شامل حالش گرداند.»
اهميت مهار نفس در برابر شهوت ها و سركشي ها تا بدان جاست كه علي(ع) در فراز ديگري از همين نامه 35 مي فرمايد:
«در هر صبح و شام از خداي بترس و نفس خود را از دنياي فريبنده بر حذر دار و در هيچ حال امينش مشمار و بدان كه اگر نفس خويش را از آنچه دوست مي داري- به سبب آنچه ناخوش ميداري- بازنداري، هوا و هوس تو را به راه هايي مي كشاند كه زيان هاي فراوان در انتظارت خواهد بود، پس همواره زمام نفس خويش فروگير و راه خطا بر او ببند و چون به خشم آمدي مقهورش ساز و سرش را فرو كوب و خردش نماي.»
از سخنان امام علي(ع) درباره نفس و مهار آن چنين برمي آيد كه چنان چه نفس تزكيه نشود، زيانهاي فراواني در انتظار است و هيچگاه نبايد به نفس اعتماد كرد زيرا همواره به بدي امر مي كند. تزكيه نفس در كلام امام خميني(ره) اهميتش تا پايه اي است كه امام غايت و هدف بعثت را تزكيه نفس مي شمارد و تزكيه نفس را عامل طاغوت زدايي معرفي مي نمايد.
3- مهرورزي با مردم
«و اشعر قلبك الرحمه للرعيه و المحبه لهم و الطف بهم، و لاتكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم... يفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و تؤتي علي ايديهم في العمد و الخطا، فاعطهم من عفوك و صفحك مثل الذي تحب و ترضي آن يعطيك الله من عفوه و صفحه.»
اما پس از خودسازي، آنچه كه براي كارگزاران مهم است مردم داري است:
«مهرباني به رعيت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعار دل و جان خود ساز و چون حيوان درنده اي مباش كه خوردنشان را غنيمت شماري... (چنان چه) گناهي از ايشان سربزند يا علتي بر آنها عارض شود يا خواسته و ناخواسته مرتكب خطايي شوند، به خطاي آنها منگر و از گناهانشان درگذر، همان گونه كه دوست داري خداوند نيز تو را مشمول عفو و بخشايش خود كند.»
مردم داري و مسامحه با مردم و مهرباني و لطف در حق آنها از اساسي ترين اخلاق كارگزاران است و كارگزار بدون مردم، مفهومي ندارد و كارگزار بدون مردم دار، بقايي نخواهد داشت.
كارگزار مردم بودن، نعمتي است از جانب خداوند كه شكر اين نعمت، مردم داري و مهرباني در حق آنان است. امام علي(ع) در نامه اي به امراي جيوش درباره حق مردم بر والي مي فرمايند: «شايسته است اگر والي، مالي به دستش افتاد و يا به نعمتي، مخصوص گرديد نسبت به افراد رعيتش دگرگون نشود بلكه نعمتي كه خدا به او ارزاني مي دارد سبب فزوني نزديكي او به بندگان و توجه و مهربانيش به برادرانش گردد.»
4- پرهيز از غرور قدرت
آن چه يك كارگزار اسلامي را همواره در معرض سقوط قرار مي دهد غروري است كه به خاطر داشتن مقام و قدرت در وي پديد مي آيد. امام علي(ع) با يادآوري اين نكته به مالك اشتر مي فرمايد:
«و اذا احدث لك ما انت فيه من سلطانك ابهه او مخيله فانظر الي عظم ملك الله فوقك و قدرته منك علي ما لاتقدر عليه من نفسك فان ذلك يطامن الئك من طماحك و يكف عنك من عزبك و يفيء اليك بما عزب عنك من عقلك.
«هرگاه از سلطه و قدرتي كه در آن هستي در تو نخوت و غروري پديد آمد، به عظمت ملك خداوند بنگر كه برتر از توست و بر كارهايي تواناست كه تو توان انجام آن را نداري، چنين نگرشي سركشي تو را تسكين مي دهد و تندي و سرافرازيت را فرو مي كاهد و خرد از دست رفته ات را به تو باز مي گرداند.»
امام خميني(ره) در ضمن بيانات خويش قدرت و غرور قدرت را عامل فساد شخص و جامعه مي شمارد:
«هرچه قدرت انسان اضافه بشود حرص به قدرت اضافه مي شود و اگر مهذب نباشد انسان، آن قدرت را براي خودش به كار مي گيرد.»
«قدرت طلبي در هر كه باشد اين اسباب اين مي شود كه زمين بخورد، قدرت طلبي از هر كه باشد از شيطان است... خودخواهي هميشه اسباب اين است كه انسان را به فساد بكشد، تمام فسادهايي كه در عالم پيدا مي شود از خودخواهي پيدا مي شود از حب جاه، از حب قدرت، از حب مال.»
5- نگاه پدرانه به مردم
كارگزاران اسلامي بايد نگاهشان به كار امت نگاه پدرانه باشد، پدري كه براي آسوده بودن فرزندانش مشكلات آنها را به جان و دل مي خرد و براي آسايش آنها از جان مايه مي گذارد. و اين تلاش و دل سوزاندن براي پدر گواراست، علي(ع) هم از كارگزارانش مي خواهد چونان پدري به كار مردم بپردازند و آنها را از دردها و رنجهايشان رهايي بخشند:
«ثم تفقد من امور هم ما يتفقد الولدان من ولدهما.»
آنگاه به كار امت آن چنان بپرداز كه پدر و مادر به كار فرزند خويش مي پردازند.»
به راستي اگر كارگزاران نظام اسلامي متصف به چنين صفتي گردند. مشكلات يكي پس از ديگري از جامعه مسلمين رخت خواهد بست. و ويراني ها به آباداني و فقرا به متمكنين و خشكي صحرا به سرسبزي بدل خواهد شد.
6- توجه جدي به توده هاي ضعيف
توده هاي ضعيف و مستضعف هر جامعه اي نياز بيشتري به دستگيري و ياوري دارند و دل گرمي آنها كارگزارانند تا حقوق آنها را به آنان برگردانند. توجه به اين قشر و ياري آنها در نزد مولاي متقيان نيز از جايگاه ويژه اي برخوردار است علي(ع) در نامه خويش به مالك اشتر با تأكيد «الله الله في الطبقه السفلي» توجه مالك- و ديگر كارگزاران را- به رسيدگي به امور آنان جلب مي كند.
«ثم الله الله في الطبقه السفلي من الذين لاحيله. لهم من المساكين و المتاجين و اهل البؤسي و الزمني، فان في هذه الطبقه قانعا و معترا، واحفظ لله ما استحفظك من حقه فيهم و الجعل لهم قسما من بيتمالك.»
خدا را، خدا را در باب طبقه ضعيف جامعه، مساكين و نيازمندان و بينوايان و زمين گيران بيچاره اي كه در ميان آنها مردمي هستند كه نياز خود را ابراز مي كنند و كساني هم هستند كه در عين نيازمندي، روي ابراز ندارند. خداوند حقي برايشان مقرر داشته و از تو خواسته است كه رعايت كني، پس در نگهداشت حق آنان بكوش و براي اينان در بيت المال خويش حقي مقرر دار.»
امام خميني(ره) هم به كارگزاران نظام جمهوري اسلامي چنين مي فرمايد:
«وظيفه ما و همه دست اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادي و مشكلات آنان شريك باشيم كه گمان نمي كنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد.»
7- دقت عمل در رفتار افرد تحت امر و رسيدگي به امور متخلفين
يك كارگزار اسلامي وقتي موفق است كه به رفتار و كردار افراد تحت امرش تسلط داشته باشد. در هر مجموعه اي ممكن است افراد ناصالح ومهذب نشده ا ي وجود داشته باشد و اگر كارگزار اسلامي غفلت كند ممكن است عمل خلاف يكي از افراد تحت امر، تلاش و كوشش يك دستگاه و مجموعه را زير سؤال ببرد پس دقت عمل در رفتار افراد تحت امر و در صورت بروز تخلف از شخصي مجازات او از مهم ترين وظايف كارگزاران است:
در اين باره امام علي خطاب به مالك اشتر مي فرمايد:
«مراقب يارانت باش تا هرگاه يكي از ايشان دست به خيانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خيانت گرد آمد و همه بدان گواهي دادند، همين خبرها تو را بس باشد تا او را به سبب خيانتي كه كرده تنبيه كني و از كاري كه كرده است بازخواست نمايي و سپس خوار و ذليلش سازي و مهر خيانت بر او زني و ننگ تهمت رابرگردنش آويزي.»
8- اجراي عدالت و محبت به مردم اصلي ترين مسئوليت كارگزار:
بي شك عدالت - كه مقصد بعثت انبياء هم در قرآن كريم برپاي داشتن آن است. در جامعه در درجه اول اهميت است و اقامه عدالت از سوي كارگزاران نيز اولين و اصلي ترين مسئوليت آنهاست:
«و ان افضل قره عين الولاه استقامه العدل في البلاد، و ظهور موده الرعيه ... فافسخ في آمالهم، و واصل في حسن الثناء عليهم و تعديد ما ابلي ذوو البلاء منهم فان كثره الذكر لحسن افعالهم تهزالشجاع و تحرض الناكل، ان شاءالله تعالي.
بايد كه مهمترين مايه شادماني واليان، برپاي داشتن عدالت در بلاد باشد و پديد آمدن دوستي در ميان مردم... پس اميدشان را نيك برآور و پيوسته آنان را به نيكيشان ستايش كن و رنج هايي را كه تحمل كرده اند همواره برزبان آور، زيرا يادكردن از كارهاي نيكشان دليران را برمي انگيزد و از كار ماندگان را ترغيب مي كند. ان شاءا...»
براساس اين فرمايش مولا، مايه شادماني كارگزاران، اجراي عدالت است و محبت به مردم، مردمي كه به فرموده امام علي (ع) در همين نامه، پشتيبان واقعي دين هستند. «و انما عمودالدين و جماع المسلمين و العده للاعداء، العامه من الامه ، فليكن صفوك لهم و ميلك معهم.» همين توده مردم پشتيبان دين و موجب انبوهي مسلمين و آماده پيكار با دشمنانند پس بايد توجه به آنان بيشتر و ميل تو به ايشان افزونتر باشد.»
امام خميني (ره) هم در زمينه برپاي داشتن عدالت و اهميت آن چنين مي فرمايد:
«پيغمبر به مجرد اين كه توانست حكومت تشكيل بدهد علاوه بر معنويات، اقامه عدل كرد، حكومت تشكيل داد و اين مستمندان را از زير بار ستمگران تا آنقدر كه اقتضا داشت وقت، نجات داد... حكومت اسلام بايد اقامه عدل بكند در عين حالي كه معنويات را تصحيح و ترويج مي كند.»
9- تشويق افراد پرتلاش و صالح
كارگزاران جامعه اسلامي با دقت در اعمال و كردار افراد تحت امر خويش تلاش و كوشش يكي را به حساب ديگري نخواهند گذاشت و با تشويق افراد پر تلاش و صالح، ديگران را نيز به اين سمت و سوي هدايت خواهند كرد:
(همواره در نظر دار كه هر يك در چه كاري تحمل رنجي كرده اند، تا رنجي را كه يكي تحمل كرده به حساب ديگري نگذاري و كمتر از رنج و محنتي كه تحمل كرده، پاداشش ندهي، شرف و بزرگي كسي، تو را واندارد كه رنج اندكش را بزرگ شماري و فرودستي كسي تو را واندارد كه رنج بزرگش را خرد به حساب آوري.)
امام علي (ع) در جاي ديگري از همين نامه به مالك يادآوري مي كند كه:
«ولايكونن المحسن والمسي عندك بمنزله سواء فان في ذلك تزهيداً لاهل الحسان في الاحسان و تدريباً لاهل الأساءه علي الاساءه و ألزم كلا ما الزم نفسه!
نبايد نيكوكار و بدكار نزد تو برابر باشند، زيرا اين كار سبب مي شود كه نيكوكاران به نيكوكاري بي رغبت شوند و رغبت بدكاران به بدكاري بيشتر شود، با هر يك چنان رفتار كن كه او خود را بدان ملزم ساخته است.»
پس تشويق و ترغيب در پيشبرد كار كارگزاران نقش عمده اي دارد و امام خميني (ره) هم در اين باره بياني زيبا دارد:
«اگر زارعي خوب زراعت كرد و زراعتش خوب بود شما اين شخص را به جاي مقامات كشور در صفحه اول بگذاريد و زيرش بنويسيد اين زارع چگونه بوده است، اين منتشر بشود و يا كارمندي خوب كاركرد و يا اگر طبيبي عمل خوبي انجام داد عكس او را در صفحه اول چاپ كنيد و بنويسيد كه اين عملش چطور بوده است... ولي ماها نسبت به آنها حقمان كم است.»
منابع و مأخذ
1- گزيده نهج البلاغه، ويژه جشنواره دانشجويان سراسر كشور با ترجمه استاد عبدالمحمد آيتي تهيه و تدوين: كميته علمي جشنواره ناشر: دبيرخانه جشنواره - نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها 9731.
2- مفاتيح الجنان - تأليف شيخ عباس قمي (ره)
3- اخلاق كارگزاران در كلام و پيام امام خميني (ره) ناشر: دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، تهيه و تنظيم، بنياد مستضعفان و جانبازان تاريخ انتشار بهار 7731
4- صحيفه نور - مجموعه سخنراني ها - پيام ها و نامه هاي امام خميني (ره) تدوين سازمان فرهنگي انقلاب اسلامي 0731
بسم الله الرحمن الرحیم