عیدانه
بسم الله الرحمن الرحیم

چه خوش باشی نباشی ٬ نوبهاری
که باغ و سبزه اندر سینه داری
نسیمت؟ نه . مگر برقت بگیرد
ولی تو با نگاهی بی قراری
شکوه اشک چشم مست نازت
شبیه شبنمی در لاله زاری
من امشب با غزل بودم ولیکن
غزال چشم تو از من فراری
تو مثل شوقی از جنس تکلم
سکوت مبهمی در سینه داری
غزل می گویم از دلتنگ بودن
تو مشغولی و انشا می نگاری ؟
شعور شعر من حد دوبیتی است
تو هم حس غزلخوانی نداری
۹/۱/۱۳۸۹
مولوی ده کوثری
پی نوشت :
سلام ،سال نو مبارک .
+ نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 2:50 توسط حسین مولوی
|
بسم الله الرحمن الرحیم