بسم الله الرحمن الرحیم

 

دوباره مشرق دل گشته بی قرار شما
شکوفه  می دمد از مغرب تبار شما
 
دوباره کوچه ی چشمانتان چراغان شد
نسیم  می وزد از موسم  بهار شما 

مبادت ای گل نرگس که بی خبر مانی
تمام عشق شماراست.بی شُمار شما

من از تبسم چشمان عاشقان خواندم
دوباره باید از اول کنم شمار شما

به کوچه باغ نگاه دو چشم مخمورت
ترانه می سراید و اواز این هَزار شما
 
غزل نگارِ تو هستم  ، فدای چشم شما باد
چگونه من  بکِشم نقشی از نگار شما
 
طلوع خنده ی مستت مرا بسند آمد
خوشا اگر بنشینم دمی  کنار شما

 

۳/۸/۱۳۹۰
اراک