یک عاشقانه آرام ...خیلی خیلی آرام
بسم الله الرحمن الرحیم

نادر ابراهیمی ...
یک عاشقانه آرام ...
در سال 93 - وقتی در شهر میسور هند بودم - شروع به خوانش این کتاب کردم . اما تمام نشد و تا تعطیلات بهار 95 فرصت پیدا نکردم .
این کتاب همانطور که از نامش هم پیداست یک عاشقانه است و البته آرام . به این معنا که کتاب را نمی شود به سرعت خواند و تمام کرد . باید حوصله داشته باشید و روی جملات این کتاب فکر کنید و زیر خیلی از جملات خط بکشید .
روایتی از زندگی عاشقانه ی یک زوج که عاشقانه بودن زندگی آن ها ،به خاطر ساده و صمیمانه زندگی کردن آن هاست . استفاده از همه ی آنچه در اطراف ما وجود دارد ولی ما نمی بینیم و فکر می کنیم در آینده معجزه ای خواهد شد. قهرمانان این داستان آدم های سرزنده ی فعالِ زندان رفته و سختی کشیده ای هستند که علی رغم تعهد ملی و عشق به وطن و مبارزه و کار و کار و کار زندگی را به سعادت و خوشبختی می رسانند.
این کتاب اگر چه روایت یک زندگی از زبان نادر ابراهیمی است اما می توان گفت این کتاب ترجمانی از زندگی پر فراز و نشیب خودِ نادر ابراهیمی است .
جملات شاعرانه و عاشقانه ی کتاب به قدری دلنشین هستند که انسان از خواندن آن ها سیر نمی شود .
بسم الله الرحمن الرحیم