بسم الله الرحمن الرحیم

 

قطعا یکی از توفیقات بی نظیر این بنده حقیر توفیق مشرف شدن  به مکه مکرمه ومدینه منوره در شهریور ماه ۱۳۸۶ است که  در جوانی ودر سن ۳۱ سالگی  به این توفیق نایل آمدم.

 سفر مقدس ومعنوی عمره مفرده من بدون برنامه ریزی قبلی بود یعنی من از قبل برای تشرف ثبت نام نکرده بودم و شاید اصلا برای چنین سفری در آن روزها که تازه از خرج زیاد دانشگاه فارغ شده بودم فکر هم نمی کردم .

این سفر شیرین برای یک جوانی که سفرنامه ناصر خسرو وخسی در میقات جلال ال احمد را بارها  خوانده بود می توانست علاوه بر تشرف یافتن به دیدار خانه خدا وسرزمین پر شور  نزول وحی ، ره توشه ای هم  از خاطرات را به همراه داشته باشد .برای همین یک دفتر چه یادداشت  همراه داشتم و سعی می کردم که  خیلی دقیق تر به پدیده سفر عمره نگاه کنم .

شایسته دیدم  که این خاطرات رو به تدریج در شمیم کوثر منتشر کنم تا علاوه برحظ معنوی  که خودم از یاد آوری آن ها  می برم و خاطره آن سفر مکتوب می شود ،دوستان عزیز هم همراه باشند :

برای آنان که مشرف شدند یاد آوری یک عروج ملکوتی است

 وبرای آنان که در انتظار ند افزایش شوق

وبرای آنان که هنوز به فکر نیفتاده اند ایجاد طلب خواهد بود .

خدا می داند بعد از تشرف هرگاه به یاد آن سفر می افتم بی اختیار منقلب می شوم واین به دلیل این است که شنیدن اذکار جاری بر لبهای مومنان به زبان ها  ونژادهای  مختلف به انسان می فهماند که حقیقتا ان جا آخر دنیا وابتدای ملکوت است ..............

لطفا منتظر بمانید ....................

 

 پی نوشت ها:

۱-پله پله تا ملاقات خدا  مصرع دوم بیتی از مولوی است :      

                                   از تبتل تا مقامات فنا                             پله پله تا ملاقات خدا

۲- و البته عنوان کتابی است از عبد الحسین زرین کوب درباره زندگی مولانا

۳-سازمان آموزش وپرورش دو سهمیه عمره  از جانب ریاست جمهوری به عهده داشت  که بنده جزو دو نفر معرفی شده به حج وزیارت بودم .

 ۴- البته این سهمیه فقط سهمیه اسمی  است  وحسن آن عدم انتظار برای اعزام بود ولی همه هزینه ها به عهده عمره گذار قرار داشت .